تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
و خلاصه هر دو رفع استبعاد از همدگر ميكنند . سپس برخى كسانى كه در صدد حل اين خبر برآمده راه دورترى رفته چون گفته : سال در عرف يكى شمسى است كه عبارت از فاصله برگشت خورشيد است به حركت خاصه خود به جائى كه اول فرض شود مثلا اول حمل كه شب و روز تقريبا در آن برابر شوند پس از اينكه شب در اكثر معموره بلندتر از روز است دوم قمريست و آن دوازده دور ماه است تا برگردد بدان جا كه فرض شده با خورشيد و هر دوره‌اش يك ماه قمريست و از تجربه و از رصد معلوم شده كه مدت يكم 365 روز و كسرى است و مدت دوم 354 روز و كسرى . و اگر كسى فرض كند خورشيد سريعتر حركت كند كه دوره خود را در 360 روز بىكم و بيش طى كند و ماه به حال خود باشد اندازه سال قمرى هم مىشود 360 روز و هر ماهى سى روز چنانچه بر حسابگر مخفى نيست و در اين صورت اختلافى ميان سال شمسى نميماند ولى خداوند دورهء سال شمسى را قريب شش روز بيش كرده و سال قمرى را به آن اندازه كم كرده براى مصالح مخلوقاتش در آسمانها و زمين و تحقق نظام اكملى كه كنهش را جز خودش نميداند . و شايد مقصود از اينكه سال در اصل 360 روز بوده و شش روز از آن كم شده همين باشد ، و از عقل دور نيست كه مقصود از اينكه آسمانها و زمين در شش روز آفريده شدند هم همين باشد ، يعنى بر پايه اختلاف شش روزه حركت اجرام سماويه و خصوص دو نوربخش آفريده شدند كه ماه و سال و شب و روز با آنها اندازه‌گيرى ميشوند و جز آنها از مصالح مردم ، و اين اختلاف در هر سالى شش روز است و خوب در اين باره فكر كن پايان . و اعتراض شده بر آن به چند وجه : 1 - توافق سال شمسى و قمرى با فرض اينكه خورشيد شش روز سريعتر حركت كند در صورتيست كه فزونى ايام سال شمسى 360 درست موافق كمى ماه باشد از آن با اينكه چنين نيست زيرا فزونى اولى بيش از پنج روز و ربعى نيست و فزونى