تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و اما كنار زدن شش روز از شماره سال شايد غرض امام عليه السّلام اشاره باشد به علت شيوع اين اصطلاح در عرف كه سال را در نزد شرع و عرف عام 360 روز ميدانند با اينكه نه موافق سال شمسى است نه قمرى و امام گفته اين اصطلاح موافق سال اول خلقت است به حساب از آغاز آفرينش ، و اما سال قمرى بر اساس حركت قمر است پس از وجود آن و شش روز گذشته كه مصرف شده در آفرينش عالم از آن بر كنار است اساسا و براى آن در محل خود تحقيق بيشترى بيايد ان شاء اللَّه تعالى . سپس بدان كه بسيارى از وابسته‌هاى هر گروه مردم در اندازهء عمر دنيا سخن گفته‌اند بيشتر يهود و سائر اهل كتاب بدست آويزهاى خيالى كه پسند عقول سليمه نيست آن را كم شمرده‌اند ، و بيشتر هنود بخيالهاى حسابى باندازهء آن را افزون ساخته كه طبايع مستقيمه از آن نفرت دارند ولى مشاهير حكماى قديم و گروه بزرگان منجمين ميانه روند ، و به چند دسته شدند ابو معشر بلخى در كتاب سر الأسرار خود از برخى هنديها نقل كرده كه دور اصغر 360 سال است و دور اوسط 3600 سال و دور اكبر 360000 سال و شايد مقصود از دور اكبر عمر دنيا باشد و سال سال شمسى است و موافق مىشود با گفته جمعى از بزرگان همچنين از گفته حكماء فارس و بابل كه عمر دنيا 360000 سال شمسى است ، و هر سالى 365 روز و 15 دقيقه و 32 ثانيه و 24 ثالثه . و دليل آنها چنانچه ابو معشر از اهل فارس نقل كرده اينست كه هفت ستاره سيار در آغاز خلق دنيا در اول حمل گرد هم بودند و در آخر دنيا در آخر حوت گرد هم شوند و فاصله اين دو 360000 سال چنانى است و اما دليلشان در اجتماع مذكور كه تصور كردند معلوم نيست . و بدان كه اين خيالات و روايات گر چه بر پايه درستى استوار نيستند ولى مايه رفع استبعاد اوهام از اخبار وارده در باب رجعت و طول ادامه آنند زيرا آن دوره هم از عمر دنيا است ، و چون اين زمانه‌ها را حساب كنى با آنچه در اخبار از زمانه‌هائى ياد شده كه جز آدم و اولادش در زمين زيسته‌اند نزديك بگفته اين گروه مىشود