زندگانى بوده معلوم است كه شش روز صلاحيّت اين مقصود را ندارد .
و درست اينست كه روز - و العلم عند اللَّه و أهله - تفسير بروز الهى شود كه يك بار فرمود « راستى يك روز نزد پروردگارت چون هزار سال است كه شما شماره كنيد ، 47 - الحج » .
و بار ديگر گفته « در روزى كه به اندازه هزار سال در شمار شما است ، 5 - السجده » و بار سوم فرمود « در روزى كه اندازهاش پنجاه هزار سال است .
4 - المعارج » چون آيات قرآن مفسّر يك ديگرند ، و بسا روز نخست را روز بانى گويند و دومى را روز الهى و بهر تقدير موافق مىشود با هر روزى از هفته كه خلق هر كدام را بدان وابسته و با امتنان هم مناسبت دارد كه منظور خدا است در بسيارى از امثال اين آيات .
و شايد حمل آن بمعنى اول كه هر روزى هزار سال دنيويست در مسألهى ما ، انسب و اقربست ، و تقريرش اينست كه هر امتدادى را خواه ثابت باشد چون جسم و يا گذرا باشد چون زمان ميتوان تقسيم باجزائى كرد و هر جزئش هم به اجزائى خردتر تا آنجا كه نياز به تعبير دارد ، چون اندازهگيرى فلك با بروج و منازل و درجات ، و اندازهگيرى زمان به سال و ماه و روز و ساعت بنا بر اين از حكمت خدا بدور نيست كه زمان پيش از دنيا را اندازه گيرد و زمان پس از آن را هم اندازه گيرد باندازههاى متعارف زمان دنيا از سال و ساعت ولى با رعايت تناسب و چنانچه يك روز دنيا يك گردش خورشيد است رواست كه يك روز پيش از دنيا به اندازه هزار سال زمان دنيا باشد ، و يك روز پس از دنيا به اندازه پنجاه هزار سال زمان دنيا باشد ، و دو آيه پيشين حال زمان پيش از دنيا است ، و آيه سوم حال زمان پس از دنيا .
و دور نيست چنانچه از اشاره اخبار برآيد كه خدا براى زمان پيش از دنيا هفتهها مقدر كرده باشد و اول هفته آن را احد ( يك شنبه ) ناميده باشد و دوم را دوشنبه و همچنين تا برسد به شنبه ، و همچنان ماهها برايش مقدر كرده باشد و اول آنها را محرم ناميده باشد يا رمضان باختلاف روايات در باره نخست ماه سال و دومى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٤