را به صفر يا شوال و همچنان تا ذى الحجّة يا شعبان و بهر تقدير مجموع يك سال كامل بوده و 360 روز بوده ، سپس روزهاى هفته و ماههاى ما را موافق آن هفتهها و ماهها نموده در آغاز و در شمار و در نامگذارى .
و مؤيد آنست آنچه در سوره توبه است از قول خدا تعالى « راستى شماره ماهها نزد خدا دوازده ماه است در كتاب خدا از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده چهار آنها ماه حرام است ، 36 - التوبه » و بدين تقرير درست مىشود رواياتى كه گويند خدا تعالى زمين و آسمان را روز يك شنبه آفريد يا فرشتهها را در روز جمعه و ديگر اشكال نشود كه اصل روز يا خصوص يك شنبه پس از خلق آسمان و زمين است و نه اينكه خلق فرشتهها پس از خلق آسمان و زمين است كه پس از آنها بوده چنانچه در حديث امام رضا عليه السلام است .
و روايت خلق زمين در شب بيست و پنجم ذى قعده هم درست مىشود و استبعاد و گرفتگى در عقل ندارد به حساب اينكه امتياز ماهها از يك ديگر و انضباط آنها به اين اسامى و آنچه دنبال آنها است از آفرينش آدمى و بلكه پرى پس از كشش زمين بوده نه پيش از آن .
از آنچه صاحب ملل و نحل در اين زمينه ذكر كرده مطلب روشن مىشود ، گويد : يهود اتفاق دارند بر اينكه خدا تعالى چون از آفرينش آسمان و زمين فارغ شد بر عرش خود قرار گرفت و به پشت خوابيد و يك پايش را بر پاى ديگر نهاد ، و گروهى از آنها گفتند شش روز همان شش هزار سال است زيرا يك روز نزد پروردگارت چون هزار سال است كه شما شماره كنيد بگردش سال قمرى و آن همان مدتى است كه از زمان آدم عليه السّلام تا امروز گذشته و بدان آفرينش بكمال رسيده و چون آفرينش بكمال رسد شروع كار است و از شروع كار استوارى بر عرش است و فراغت از آفرينش و اين چيزى نبوده كه گذشته باشد بلكه در آينده است در صورتى كه هر روز را هزار سال بشماريم پايان .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٥