مرزدارى در راه خدا بهتر است از عبادت مرد در ميان كسان خود مدت يك سال كه سيصد و شصت روز است و هر روزى هزار سال است زيرا هوشمند از خصوصيتى كه در آن ياد شده ميفهمد كه مقصود از اين سال و روز جز سال و روز دنيا است زيرا در دنيا سالى بدين شماره از روز وجود ندارد چون نه موافق سال شمسى است و نه قمرى ، و روزى در دنيا به اين بلندى نيست پس گمان ميرود كه اين تعبير براى بيان نهايت آنچه ممكن است مرد در آن عبادت كند مىباشد و آن تمام عمر دنيا است .
2 - آنچه صدوق در فقيه و كلينى در كافى روايت كردند - سپس هر دو روايت را آورده و گفته - وجه دلالت اين دو حديث بر گفته ما اينست كه سال نخستى كه شش روز از آن كم شده بايد همان سال ربانى باشد زيرا سال شمسى و قمرى دنيا 360 روز آفريده نشدند چنانچه در جاى خود ثابت است ، و براى آنكه اگر بسال دنيوى حل شوند آن شش روز اگر دنيوى باشند از كسر آنها لازم آيد كه اولين سال عمر دنيا 354 روز شود نه همه سالها و اگر مقصود ايام ربانيه باشد كسر آن تصور نشود زيرا هر روزش هزار از اين سالها است .
پس محقق است كه منظور از اين سال سال ربانى است چنانچه بيان كرديم كه اين شش روز هم روزهاى ربانى است و اما سال دوم كه در اين حديث ذكر شده بايد همان سال دنيوى باشد كه ماه سى كم دارند ، بنا بر اين فهميده شود از پيوست نقصان در اين سال و در ماههاى آن براى كسرى نامبرده كه اگر اين شش روز از سر سال ربانى كم نشده بود و دنيا در زمانى بيرون از آن و پيوست بدان آفريده شده بود ايام سال دنيوى 360 روز ميشد .
و هم دلالت دارد كه اگر مثلًا ده روز از آن كم شده بود ايام سال دنيوى 350 روز ميشدند و بر اين روش و از اينجا روشن مىشود كه حكمت الهيه مقتضى بوده ايام باقيمانده از سالهاى ربانى با ايام هر سال دنيوى برابر باشند ، و هوشمند از لزوم اين برابرى كه هر دو مربوط بيك چيزند و چنانچه روزهاى سال دنيا مربوطند به دنيا و از عمر آن محسوبند همچنان ايام باقى نامبرده ربانى هم منسوبند به دنيا و از عمر آن ميباشند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٧