تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اثبات لوازم جسم و امكان براى خداى سبحان ، و سرزنش مشبّهه از آدميان ( النظائر ) يعنى همانند در شكل و اخلاق و افعال ، در نسخه ( بالنواظر ) است يعنى ديدن خدا را روا ندارند ، و در نسخه‌اى هم ( بالمواطن ) است يعنى مكان را براى خدا روا ندارند . 137 - در نهج البلاغه ( ج 2 ص 44 ) در وصيت امير المؤمنين عليه السّلام به امام حسن عليه السّلام : ولى او معبود يكتا است چنانچه خود را ستوده ، هيچ كس در ملك او با او ضد نتواند بود ، هرگز نابود نشود ، و هميشه از نخست بوده پيش از همه چيز و بىآغاز ، و پس از همه چيز باشد بىپايان . 138 - در تاويل الايات الظاهره بسندى از امام پنجم عليه السّلام كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : راستى خدا تبارك و تعالى يگانه است و در يگانگى خود تنها بود سپس كلمه‌اى برآورد و آن نور گرديد ، سپس از آن نور محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را آفريد و مرا و فرزندانم را آفريد ، سپس كلمه‌اى گفت و روحى شد و آن را در اين نور جا داد و در تنهاى ما نهاد . پس مائيم روح خدا و كلمات او ، و ما پرده‌دار او هستيم در برابر خلقش ، و پيوسته در سايبانى از نور بوديم ، آنجا كأنه خورشيد بود ، نه ماه ، نه شب و نه روز ، و نه ديده بينا ، خدا پرستيديم و تقديس كرديم و تمجيد نموده و تسبيح گفتيم پيش از آنكه خلق را بيافريند ( الخبر ) 139 - مصباح الانوار : بسندش از انس از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : راستى خدا مرا آفريد و على و فاطمه و حسن و حسين را آفريد پيش از آنكه آدم را بيافريند آنگه كه نه آسمانى ساخته و نه زمينى گسترده بود و نه ظلمتى و نه نورى ، نه خورشيدى و نه ماهى و نه آتشى ، عباس گفت : آغاز آفرينش شما چگونه بوده است ؟ يا رسول اللَّه فرمود : اى عمو چون خدا خواست ما را بيافريند يك كلمه‌اى گفت و از آن نورى آفريد باز يك كلمه‌اى گفت و از آن روحى آفريد ، و آن نور را به آن روح درآميخت و مرا و على را و فاطمه و حسن و حسين را آفريد و او را تسبيح گفتيم و تسبيحى نبود و تقديس كرديم و تقديسى نبود . و چون خدا خواست كه خلقش را آفريند مرا گشود و از آن عرش خود را آفريد