تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
مواج و متحرك ساخته بحسب واقع يا در نظر ناظر و سطح بالاى آنها را محفوظ و سخت نموده تا فرشته‌ها بر آن برقرار باشند و ديوها نتوانند آن را بشكافند و ضمير ( زيّنها ) و ضمائر ديگر همه بمجموع برميگردد و مناسب آيه پيش است كه « نگهدارى از هر ديو متمرد 7 - الصافات » . و بسا بخاطر وجهى ديگر ميگذرد كه با قواعد هيئت مناسب است و آن اينست كه امام عليه السّلام آسمان دنيا را بموجى خوددار تشبيه كرده تا حركت مخصوص ماه از همه اختران شتابانتر باشد كه گويا هميشه موج دارد و نمىافتد و عليا را محفوظ وصف كرده زيرا حركت ويژه‌اش را كند دانسته و گويا نگهداشته است و حركت ندارد و بروش پيش ممكن است مقصود از سفلى از هر كدام خارج مركز و تدوير آنها باشد و مقصود از عليا فلكهاى ممثل كه اولى مواج است چون حركتش تند است و ديگران محفوظند چون كندند ولى اين دو وجه از زبان شرع و مقاصد او بدورند وجه نخست كه ابتكار ما است از قوت و لطافت خالى نيست . . . . « سپس آراستشان بزيور اختران » ظاهر همان آسمان پائينتر است تا موافقتر باشد با قول خدا تعالى « راستى آراستيم آسمان دنيا را بزيور اختران 6 - الصافات » ولى از نظر لفظ بعيد است و قصد زيور همه آسمانها روشنتر است و آراستن برخى آراستن همه است و اين مؤيد وجه اول است كه ما گفتيم و ( زينة ) يا بمعنى آراستن است يا بمعنى زيور ، كشاف در قول خدا ( بزينة الكواكب ) هر دو را احتمال داده . . . و زيور شدن اختران براى آسمان يا براى پرتو آنها است يا براى اشكال زيباى آنها است مانند ثريا و جوزاء يا براى اختلاف اوضاع و حركت آنها است يا براى تابش آنها است در شب تار برابر چشم مردم يا براى همه اينها و قول خدا آنها را ( چراغها ) خوانده در جاى ديگر مؤيد برخى از اين وجوه است ، گفتار در جاهاى اختران در محلش بيايد . « ضياء ثواقب » مقصود از آن يا اخترانست و تفسير زينة كواكب است و معنى ثواقب اينست كه با تابش خود تاريكى را سوراخ مينمايند يا مقصود شهابهاى پرّانند