و عرش از نور من است ، و نور من از نور خدا و نور من برتر از عرش است سپس نور برادرم على را گشود و از آن فرشتهها را آفريد و فرشتهها از نور على هستند و نور على از نور خدا و على برتر است از فرشتهها ، سپس نور دخترم فاطمه را گشود و از آن آسمان و زمين را آفريد و آسمانها و زمين از نور دخترم فاطمهاند و نور دخترم فاطمه از نور خدا است و دخترم فاطمه برتر است از آسمانها و زمين سپس نور فرزندم حسن را گشود ، و از آن خورشيد و ماه آفريد ، و اين هر دو از نور فرزندم حسنند و نور حسن از نور خدا و حسن برتر است از خورشيد و ماه ، سپس نور فرزندم حسين را گشود و از آن بهشت و حور العين خلق كرد و بهشت و حور العين از نور فرزندم حسين باشند و نور او از نور خدا و فرزندم حسين برتر است از نور بهشت و حور العين ( الخبر ) .
140 - در كافى : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى فرمود :
اى محمّد ، راستى كه آفريدم تو را و على را يك نورى - يعنى روحى بىتن - پيش از آنكه بيافرينم آسمانها و زمينم را و عرش و دريايم را ، و پيوسته مرا يگانه ستوديد و بزرگوار شمرديد ، سپس دو روح شما را فراهم آوردم و يكى كردم و او مرا بزرگوار شمرد و تقديس كرد و يگانه شمرد ، سپس آن را دو بخش كردم و دو بخش را دو بخش و چهارتا شد ، يكى محمّد ، يكى على ، و حسن و حسين دوتا ، سپس آفريد فاطمه را از روحى بىتن ، سپس با دست راستش ما را مسح كرد و نورش را در ما كشاند ( ج 1 ص 440 ) .
بيان : « بىتن » يعنى مجرد بودند يا تن عنصرى نداشتند و تن مثالى داشتند و ظاهرش اينست كه روح هم جسم است و مجرد نيست ، و بسا كه مقصود از خلق در اينجا همان اندازهگيريست نه وجود خارجى « پيش از آنكه بيافرينم » بحسب زمان موهوم يا بحسب رتبه « يگانه شمرديد » به زبان جسد مثالى يا به زبان حال « روح شما را جمع كردم » گويا مقصود اينست كه ماده بدنتان را در پشت آدم نهادم و آن را از پشت عبد المطلب دوتا كردم و نيمى به عبد اللَّه رسيد و نيمى به ابى طالب و هر كدام دو تا شدند پس از انتقال بعلى و فاطمه و حسن و حسين پيدا شدند چنانچه اخبار بسيارى بر آن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٤