مينموديم ، نه فرشته مقربى بود ، نه جاندارى جز ما ، تا با ديدش آمد آفرينش اشياء و آفريد آنچه خواست و هر گونه خواست از فرشتهها و جز آنها ، سپس دانش آن را بما وانهاد .
بيان « در اظله » يعنى عالم ارواح يا مثال يا ذرّ « نزد پروردگار خود بوديم » يعنى مقرب او بوديم بقرب معنوى يا در علم او بوديم و ملحوظ عنايتش ، و گويا مقصود از سايبان سايه عرش است پيش از آفرينش آسمانها و زمين . و گفتهاند : در نورى سبز و مقصود تعلق آنهاست بدان عالم نه آنكه در آن باشند و مكان آنها باشد ، و نه بسا اين تعبير كنايه باشد از شناخت خدا سبحانه چنانچه در شرح عرش بيايد ان شاء اللَّه يعنى غرق انوار معرفت خدا تعالى بودند و بدان خوش بودند ، زيرا موجودى جز او و آنها نبوده . . . « انهى » يعنى آن را بما ابلاغ كرد و رسانيد علم بحقائق آنها را و احكام آنها را .
143 - در كافى ( ج ص 441 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام فرمود : راستى خدا بود چون بودى نبود و بودن و مكان را آفريد ، و نور الأنوار را كه همه نورها از آن نورانى شدند ، و از نور خود كه همه نورها را روشن كرد در آن روان ساخت ، و آن نورى بود كه از آن محمّد و على آفريد ، و پيوسته دو نور نخست بودند ، زيرا چيزى پيش از آنها نيافريد ، و پيوسته پاك و پاكيزه در جريان بودند در اصلاب پاك تا در دو صلب پاكيزهتر عبد اللَّه و ابى طالب از هم جدا شدند .
بيان : « إذ لا كان » يعنى هيچ ممكن نبود ، و شايد مقصود از نور الانوار همان نور پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است زيرا او روشن كن ارواح خلائق است بعلوم و كمالات و هدايات و معارف ، بلكه سبب وجود موجودات و علت غائى آنها است و نور خود را در آن روان ساخت براى افاضه و هدايت تا همه نورها از آن بهره گرفتند . . .
144 - در كافى ( ج 1 ص 442 ) بسندش از جابر بن يزيد گفت : امام پنجم عليه السّلام به من فرمود : اى جابر راستى خدا نخست چيزى كه آفريد محمّد و فرزندان هداة و مهتدى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٦