پس اگر خواهى اى آقايم به من بياموز آن را كه از آن به چيز ديگر تجاوز نكنم پس نوشت : هميشه خدا تبارك و تعالى ذكره دانا بوده .
در توحيد ( 92 ) از احمد بن محمّد بن يحيى عطار از پدرش مانند آن را آورده .
101 - در كافى ( ج 1 ص 109 ) بسندش از عاصم بن حميد گويد به امام ششم گفتم : هميشه خدا مريد بوده ؟ فرمود : مريد بىمراد نميشود ، هميشه خدا دانا و توانا بوده و سپس اراده كرده .
102 - از همان ( ج 1 ص 113 ) بسندش از ابن سنان گفت : از أبو الحسن الرضا عليه السّلام پرسيدم خدا عز و جل پيش از آفرينش خلق شناسا به خود بود ؟ فرمود : آرى ، گفتم : خود را ميديد و ميشنيد ؟ فرمود : خدا بدان نياز نداشت ، زيرا از خود پرسشى نداشت و خواهشى نداشت ، او خود بود و خودش او ، توانائيش مجرى بود ، و نياز نداشت از خود بپرسد ، ولى براى خود نامها برگزيد كه ديگران او را بدانها بخوانند .
در توحيد ( 129 ) در عيون ( ج 1 ، 127 ) در معانى الاخبار ( ص 2 ) از پدرش از احمد بن ادريس مانند آن را آورده .
103 - در كافى ( ج 1 ، 134 ) بسندى مرفوع از امام ششم عليه السّلام كه امير المؤمنين عليه السلام بسخن ايستاد و فرمود : سپاس از آن خداى يكتا ، يگانه ، بىنياز ، تنها آنكه نه از چيزى بوده و نه از چيزى آفريده آنچه بود - تا گفته او - برنجش نياورد ساخت چيزى كه بود ، همانا هر چه را خواست فرمود : باش و بود شد ، برآفريد آنچه آفريد بىنمونه پيشين ، و بىرنج و خستگى ، هر سازنده چيزى را از چيزى ميسازد ، و خدا از ناچيز ساخت آنچه آفريد ، هر دانا ندانسته بوده و آموخته بود ، و خدا نادان نبوده و نياموخته ، فراگرفته بدانش خود همه چيز را پيش از بودنشان ، و نفزوده بهست شدن دانشى را ، دانشش بدانها پيش از آنكه بودشان سازد همان دانش او بوده پس از آنكه بودشان كرده - تا گفته - يكتاى يگانه بىنياز ، نابود ساز ابد و وارث روزگار ، آنكه هميشه و پيوسته يگانه و ازليست پيش از باديد شدن روزگاران ، و پس از گذشت كارداران ( الخبر ) .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١١