تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گفته او : و نيرو برنگرفت پس از آنكه چيزى پديد كرد ، و ناتوان نبود پيش از آنكه پديد كند ، در هراس نبود از تنهائى پيش از آنكه چيزى بر آفريند ، مانند چيزى نيست ، و بىپادشاهى نبود پيش از آفرينش جهان ، و بىآن نباشد پس از نابودى جهان ، بود معبودى زنده بىزندگى جدا از ذاتش ، و مالك و پادشاه پيش از آنكه چيزى آفريند ، و مالك پس از آنكه جهان را آفريد . و در همان ( ج 1 - 88 ) بسندش از امام پنجم مانند آن . در توحيد ( ص 113 ) از احمد بن محمّد بن يحيى از پدرش مانند آن . بيان « و لم يكن له كان » ظاهرش نفى زمان است از خدا تعالى و احتمال دارد نفى پديد شدن باشد بمعنى نفى حدوث ، سپس نهان نماند كه عبارات ديگر دلالت بر حدوث ما سوى اللَّه دارند قوله « و لا كان خلوا من الملك قبلا انشائه » ملك بمعنى پادشاهى است و بمعنى كشور و بهر دو معنى كلام صحيح است . . . 93 - در كافى ( 173 روضه ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه روز جمعه اين خطبه را امير المؤمنين عليه السّلام ذكر كرد : سپاس از آن خدا است اهل حمد و ولىّ آن ، نهايت حمد و جاى آن ، نخست موجود ، پديد آرنده هر چه بود ، - تا گفته او - آنكه در اوليت خود پيش از همه بود و در پايندگى و جاودانى مسلط است ، همه آفريده‌ها براى يگانگى و پروردگارى و ازليت او خاضعند ، و گردن نهاده‌اند و معتقدند به دوام ابديتش . 94 - در كافى ( ج 1 ص 89 ) بسندش از امام ششم فرمود : دانشمندى از احبار نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! كى بود پروردگارت ؟ در پاسخش فرمود : مادرت بعزايت ، كى نبوده كه گفته شود : كى بوده ؟ پروردگارم پيش از پيش بوده و او را پيشى نبوده ، و پس از پس باشد و پس از او نباشد ، غايتى ندارد و نهايتى براى غايت او نيست ، همه غايات در برابر او منقطع شوند و او نهايت هر غايت باشد . 95 - در كافى ( ج 1 - ص 90 ) بسندى مرفوع از زراره گويد به امام پنجم عليه السّلام