تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
« آن را باور داريم همه‌اش از نزد پروردگار ما است » و ستودن خدا از آنها اينست كه سخن آنها را كه متضمن ايمان و تسليم است بعنوان مدح نقل كرده يا اينكه ترك تعمق آنها را رسوخ در علم دانسته . در اين صورت مقصود از متشابه آياتى است كه شامل كنه ذات و صفات خداى سبحانست از آنچه دانش آن را مخصوص خود ساخته ، و بنا بر اين در كلمه « الا اللَّه » بايد وقف شود چنانچه مشهور ميان مفسران و قراء قرآنست ، و دليل است كه علم متشابه مخصوص خدا است ، و « الراسخون » مبتداء است ، و « يقولون » خبر آنست ، و ظاهرش مخالف مدلول اخبار بسياريست كه ائمه عليهم السّلام متشابه قرآن را ميدانستند چنانچه در كتاب امامت گذشت و بنا بر اين وقف در كلمه « العلم » است ، و جمعى از مفسران هم بدان معتقدند ، و بنا بر اين « يقولون » حال مىشود از الراسخين يا آنكه جمله جدائيست در محل حال و ممكن است بوجوهى ميان همه جمع كرد و همه را موافق ساخت بوجوه زير : 1 - كلام امام در اينجا براى الزام مخالفين است چنانچه ميان آنها مشهور است . 2 - آيه ظاهر و باطنى دارد و متشابه بمعنى علم بكنه واجب ، و آنچه مخصوص به خدا است از علم بكنه ذات و صفات ظاهر آيه است ، و علم راسخون بتاويل متشابه جز آن باطن آيه است كه در اخبار بدان اشاره شده ، و بنا بر اين قارى مخير است كه بر هر دو جا وقف كند . 3 - گفته شده : اعتراف و تسليم راسخين پيش از آن بوده كه خدا تاويل آيات متشابهه را به آنها بياموزد و گويا خدا بيان كرده كه چون آنها ايمان بمحكم و متشابه آوردند و مانند كژ دلان دنبال ظاهر نرفتند و تاويل بباطل نكردند خدا علم تاويل بدانها داد و آنها را به خود پيوست و استئناف براى رفع استبعاد شركت آنها است با خدا در اين دانش و بيان اينكه آنها براى اعتراف بجهل و قصور از دانستن متشابهات مستحق افاضه علم بدانها شدند و علم تاويل را از خدا آموختند و در خبرى رسيده كه چون آن حضرت از برخى امور نهانى خبر داد مردى به او گفت يا امير المؤمنين علم