تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
« و رهوات فرجها » رهوة تپه و هم گودال را گويند ، و نظم آن هموار كردن آنست در نهايه گفته : در حديث على عليه السّلام است « هموار كرد ناهموارى گشاده‌هاى آن را » يعنى جاهاى گشوده از آن را ، و آن از گفته عرب « رها رجليه رهوا » بازگرفته شده يعنى گشود و آن دلالت دارد كه آسمان رخنه‌ها و تركها داشت و خداى سبحان آنها را هموار كرد و مناسب است با آنچه گذشت كه مايه آن دود بوده كه از آب برخاسته ؛ زيرا مانند آن تيكه تيكه و رخنه‌دار است ، و برخى شارحان آن را تفسير كرده كه اجزاء مركب پيش از تركيب و آميختن از هم جدا هستند . يا مقصود فاصله‌ايست كه ميان آسمانها بوده اگر خدا آنها را كروى و چسبيده بهم نميساخت ، اين تفسير از نظر اعتقاد بقواعد فلاسفه و تقليد آنها است . . . ابن ميثم گفته مقصود از ازواج افلاك ، ارواح آنها است كه فرشته‌هاى آسمانى هستند و قرين آنهايند ، و هر قرينى را جفت گويند ، يعنى پيوست ميان آنها و ارواح آنها بپذيرش هر جرم آسمانى روح خود را كه جز او نميپذيرفت . من گويم : قول باينكه آسمانها جاندارانند و روح دارند مخالف مشهور ميان اهل اسلام است ، بلكه سيد مرتضى رضى اللَّه عنه اجماع همه مسلمانان را نقل كرده بر اينكه افلاك بيشعور و بىاراده‌اند ، و اجسامى بيجانند كه آفريننده آنها را ميچرخاند « 1 » و ممكن است مقصود از ازواج ، فرشته‌هاى گماشته بر آنها يا ساكنان آنها باشد ،
هامش
( 1 ) بحث در افلاك و ماهيت آنها راجع بعلم هيئت است و مورد اختلاف است و در فرضيه بطلميوس يونانى ، افلاك كروى و بهم چسبيده‌اند و كلى و جزئى دارند و خرق و التيام نپذيرند ، و دانشمندان جديد آن را باطل دانسته و اختران را در فضا معلق ميدانند ، و اعتقاد بوجود افلاك از مسائل دينى نيست ، آسمان و زمين و كواكب و نجوم بطور كلى در قرآن و حديث آمده ولى هيچ كدام دلالت بر فرضيه بطلميوس ندارد و بلكه آن را دروغ ميشمارد ، و دعوى اجماع مسلمانان در اين مسأله مورد اعتراض است ، و اگر هم اجماعى باشد چون امر دينى نيست حجيت ندارد و خصوص در باره اينكه جان دارند يا ندارند ، و دعوى اجماع بر هر كدام مشكل است و اگر هم اجماعى باشد حجت بودن آن وجهى ندارد ( خلاصه ترجمه پاورقى ص 128 ) .