با تو موافقند و چگونه امام در اين دوران ويران ظهور كند .
يا مقصود اينست كه تو آشنايان و دوستانى دارى و ميتوانى بسنجى كه ممكنست از امام پيروى كنند تا امام قيام كند يا نه ؟ و ظهور امام مشروط بآمادگى عمومى براى اطاعت و فرمانبرى از او است .
مناظره عبد اللَّه بن الحسن با امام صادق ( ع )
553 -
( 1 ) از معتب يا ديگرى باز گفته است كه عبد اللَّه بن الحسن نزد امام صادق ( ع ) فرستاد و اين پيغام را داد :
« ابو محمد ( كنيه عبد اللَّه بن الحسن ) ميگويد من از تو شجاعترم و من از تو باسخاوتترم و من از تو داناترم » امام صادق ( ع ) بفرستاده او فرمود :
اما شجاعت تو كه دليلى ندارد زيرا در ميدان نبردى اظهار مردى نكردى تا ترسو بودنت از شجاعتت بازشناخته شود و اما سخاوت تو معنى سخاوت اينست كه مالى را از راه مشروع آن بگيرد و آن را بجاى مقرر آن به مصرف رساند و اما در باره علم و دانش پدرت على ( ع ) بن ابى طالب هزار بنده آزاد كرده است تو نام پنج از آنها را بما بگو و دانشمند باش .
فرستاده عبد اللَّه بن الحسن از نزد امام صادق ( ع ) بازگشت و پاسخ امام را به او اعلام كرد و سپس نزد امام صادق ( ع ) برگشت و به آن حضرت گفت :
عبد اللَّه بن الحسن ميگويد تو مردى صحفى هستى ( يعنى كتابخوان ) امام صادق ( ع ) در جواب او گفت به او بگو آرى به خدا هلا منم كه صحف ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) را از پدرانم به ارث بردم .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله
« فهو الذى يأخذ الشيء من جهة »
- يعنى تو چنين نيستى بلكه اموال امام را مىستانى و در تحصيل خلافت ناحق براى فرزندت محمد به مصرف ميرسانى قوله
« انك رجل صحفى »
يعنى استاد نديدى و علم را از مطالعه كتاب بدست آوردى و اين خبر دلالت دارد بذم عبد اللَّه بن الحسن و در باره او مذمت بسيارى رسيده است كه برخى از آنها در كتاب حجت اصول كافى بيان شد و من بسيارى از آنچه دلالت بر حال او و حال امثال او دارد در كتاب بحار الانوار نقل كردم و اولى عدم تعرض به حال آنان است براى آنچه در كتاب حجت ذكر شد پايان نقل از مجلسى ره .