حديث معراج
555 -
( 1 ) از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 101 - يونس ) و سودمند نباشند آيات و بيمدهندهها از مردمى كه ايمان نياورند .
فرمود : چون رسول خدا ( ص ) را بمعراج ميبردند جبرئيل براى او براق آورد و بر آن سوار شد و ببيت المقدس رسيد و پيمبران همكار و برادر خود را در آنجا ديدار كرد و سپس برگشت و بياران خود باز گفت كه من همين امشب ببيت المقدس رفتم و برگشتم و جبرئيل براى من براق آورد و بر آن سوار شدم و نشانهاش اينست كه من بيك كاروانى كه أبى سفيان قافله سالارش بود گذر كردم كه بر سر آب بنى فلان بودند ( نام قبيلهاى را گفت ) و آنها يك شتر سرخموئى را گم كرده بودند و همه انديشه جستجوى آن را در سر داشتند ، آن مردم به يكديگر مىگفتند همانا او بشام رفته و سوار تند روى بوده و شماها هم بشام رفتيد و آن را شناختيد اكنون از بازارها و درها و بازرگانان شام از وى پرسش كنيد ، گفتند يا رسول اللَّه شام چگونه است ؟ و بازارهاى شام چگونهاند ؟
فرمود : شيوه رسول خدا ( ص ) اين بود كه چون از او چيزى سؤال مىشد كه نميدانست بر او ناگوار و سخت بود تا آنجا كه از چهره او دانسته ميشد و در او ديگرگونى پديد مىگرديد فرمود :
در اين ميان كه چنين وضعى پيدا كرده بود بناگاه جبرئيل نزد او آمد و گفت يا رسول اللَّه اين شامست كه براى تو برآورده شده ( و برابر ديده تو است ) رسول خدا ( ص ) متوجه شد و بناگاه شام را با همه درها و بازارها و بازرگانانش عيان ديد و فرمود آنكه از وضع شام پرسش ميكرد كجا است ؟ در پاسخ او گفتند فلان و فلان بودند ، رسول خدا ( ص ) بدانها پاسخ درست و كافى داد نسبت بهر چه از او پرسيدند و از آنها ايمان نياورد جز اندكى و اينست معنى قول خدا تبارك و تعالى كه : سودمند نباشند آيات و بيم