صوفيانه در عراق گفتيم فتوّت وتصوّف راه را براي پيدايش مذهب ملامتى گشودند ودر تشكيل آن مؤثر واقع شدند ؛ ولو آنكه ما امروز نتوانيم چگونگى اين تأثير را دقيقا مشخص كنيم .
پيش از اين گفته شد كه بسيارى از صوفيه - واينجا ملامتيه را نيز به ايشان مىافزائيم - از كساني بودهاند كه به فتوّت گرايش داشته وپيش از تصوّف از جوانمردان شمرده شدهاند . يكى از ايشان شقيق بلخى « 57 » بود .
6 ) اين مطلب نيز قابل تذكّر است كه ما نمىتوانيم بين أصول وآدابى كه أبو حفص وحمدون قصّار براي ملامتيه قرار دادهاند وآنچه مريدان وشاگردان معروف ايشان بر اين مسلك افزودهاند حد فاصلى قائل شويم ، زيرا هر يك از اين دو شيخ شاگردانى داشتهاند كه آثار ايشان در نيشابور وخارج از آن چشمگير بوده است . اين اشخاص در تكوين مسلك ملامتيه وبيرون آوردن آن از صورت سادهء اوّليهاش بر ديگران تقدم دارند .
بزرگترين شاگرد ومريد أبو حفص نيشابورى ويكى از مشهورترين پيران فرقهء ملامتيه كه از حيث كثرت پيروان وگستردگى آثار از همهء مشايخ اين طريقت مشهورتر است ، أبو عثمان حيرى ( 298 ه ) است . أبو نعيم گويد : أبو عثمان حيرى گرچه از أهل رى بود اما به همراه شاه كرمانى به زيارة أبو حفص به نيشابور آمد وأبو حفص أو را پذيرفت ودختر خويش را به زنى بدو داد وأبو عثمان نزد أو ماند ودر مكتب أو پرورش يافت وپس از مرگ نيز در كنار أستاذ خود در قبرستان حيره مدفون شد .
چنين پيداست كه أبو عثمان از حيث دانش وبينش از أستاذ خود برتر بوده ، هرچند كه از حيث حال از أو كمتر بوده است . أو با أستاذ خود در بعضي جهات موافقت داشته ودر برخى جوانب مخالف بوده است ، أو داراى سخنانى است كه در تعليمات ملامتيه ، همواره تأثيرى عميق داشته است ، از جهت ديگر از آراء حمدون قصّار نيز برخوردار است ، هرچند اطلاعى از صحبت أو با حمدون نداريم .
از مبادى اساسى در مسلك ملامتيه كه پايهگذار آن أبو عثمان حيرى بوده است ، اين است كه اين جهان شرّ است ودر آن هيچ خيرى نيست - أو در اين مسأله با حمدون قصّار همعقيده است - ازاينرو ، اندوه ودلآزردگى ومقصر ديدن خويش در همهء كارهائى كه نفس انسان را خوشايند افتد از أمور لازم اين مسلك است ، وانسان ملامتى بايد نفس را در همهء أحوال
و
هامش
( 57 ) . رسالهء قشيريه ، ص 13 .