ديگر از آداب وأصول عبوديّت ، فروتنى در برابر خدا ونيازمندى به أو وترس از أو واميدوارى به اوست . همهء اين صفات را أبو عثمان براي پيروان خود توصيه كرده ومردم را بدان دعوت نموده است وموضوع وعظ ودروس أو بوده كه بدان اشتهار يافته است .
در آثار وسخنان أبو عثمان دو عامل اصلى به چشم مىخورد : يكى اينكه انديشهء فتوّت در اصطلاح اين مرد معنى عبوديت گرفته است . بر اين پايه جوانمرد كسى است كه تمامى صفات عبوديت در أو موجود ومتحقق باشد وبه درجهاى رسيده باشد كه براي خود هيچگونه خيرى قائل نباشد ومدام نفس خود را در هرچه از وى ظاهر شود متهمّ دارد . بنابراين جوانمرد كامل همان بندهء فداكار است كه خداوند را در همه چيز بر خود مقدم مىدارد .
عامل دوم همان چيزى است كه أبو بكر واسطى آن را « مجوسيّت » خواند . وبعيد نيست كه بدبينى نسبت به نفس وجهان هستى از كيش زرتشتى وهندى به صوفيهء خراسان ومحافل فرهنگى آنكه أبو عثمان در آنجا نشو ونما يافته ، سرايت كرده باشد « 64 » . بلكه در اين ترديد نيست كه نظريهء بدبينانه نسبت به نفس ، در أبو عثمان بهطور خاص ودر مكتب ملامتيه بهطور عام ، نظريهء فيلسوفان بدبين آن روزگار بوده است كه رنگ غير اسلامى دارد .
7 ) اگر شيوخ ملامتيه را طبقهبندى كنيم ، أبو حفص وحمدون قصّار وأبو عثمان حيرى مشهورترين رجال طبقهء أول خواهند بود كه زمان آن تا حدود سال 300 هجرى امتداد دارد .
پس از آن طبقهء دوم است كه پيروان أبو حفص يا حمدون به تنهائى ، ويا أبو حفص وحمدون وأبو عثمان مجموعا تشكيل مىدهند . در ميان مردان اين طبقه شخصيت قابل ذكرى نيست مگر محفوظ بن محمود نيشابورى كه با أبو حفص وحمدون وأبو عثمان صحبت داشته ، وأبو محمد مرتعش كه پس از صحبت با أبو حفص وأبو عثمان به بغداد رفته وبه صحبت جنيد پيوسته است ، وأبو على ثقفى كه با أبو حفص وحمدون وعلى نصرآبادى صحبت داشته است ، وأبو الحسين محمد بن سعد الوراق وأبو عبد الله محمد بن منازل نيشابورى ، كه شخص أخير مشهورترين مرد اين طبقه است .
ابن منازل شاگرد ومريد خاص حمدون قصّار بوده ودر نشر مسلك ملامتى ومكتب أستاذ خود - كه چيزهائى نيز جهت تكميل بر آن افزود - بر ديگران تقدّم داشته است .
مردان اين طبقه از حيث قدر ومنزلت وگرايش به انديشهء ملامت وتعليمات استادان خود
هامش
( 64 ) . در آئين زرتشتى تا آنجا كه اطلاع داريم ، بدبينى نسبت به جهان ونفس وجود ندارد ، در بعضي از تعليمات مزدك ومانى شايد بتوان چيزى از اين دست پيدا كرد . علاوة بر اين مؤلف قبلا عدم بدبينى وترك مذّمت دنيا را از صفات ملامتيه معرفى كرد واكنون آن را نقض مىكند . - م .