تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
جهت صوفيانهء خاصي پيدا كرده وفتوّت را در نظر ايشان شيوهء متعالي ومثل اعلاى حيات روحي جلوه‌گر ساخته است ، چنانكه اين شيوه در زندگى اجتماعي نيز داراى چنين شأني بوده است . نكتهء قابل اهميت اين است كه در تاريخ زندگى نخستين رجال ملامتيه وآثار ايشان ، أمثال أبو حفص وحمدون قصار ، سخنان بسيارى دربارهء فتوّت به معنى ويژهء صوفيانهء آن يافت مىشود ، واين اشخاص به عنوان متخصصان اين شيوه ومردان مبرّز اين مسلك وآئين شناخته مىشوند . سلمى دربارهء أبو حفص گويد : « از عبد الرحمن بن حسين صوفي شنيدم كه گفت : مشايخ بغداد بر گرد أبو حفص جمع آمده ، از أو معنى فتوّت را پرسيدند . گفت : شما بگوئيد ، كه أهل سخن وزبان شمائيد . جنيد گفت : فتوت اسقاط رؤيت وترك نسبت است . أبو حفص گفت : بسيار خوب گفتى . ليكن فتوّت نزد من عبارت است از : انصاف ورزيدن وچشم انصاف از ديگران نداشتن . جنيد گفت : اى ياران برخيزيد كه أبو حفص از آدم وذريهء أو برتر آمد . » « 49 » اين اعترافي است از جنيد در مورد تقدّم أبو حفص در امر فتوت بر ديگران . اگر بين عبادت اين دو تن مقايسه‌اى به عمل آوريم ، فرق ميان دو ديدگاه به خوبى روشن مىشود . جنيد فتوت را در اسقاط رؤيت ، يعنى به اعمال خود بها ندادن ، وترك نسبت ، يعنى هرگونه پيوندى را ميان خود وما سوى اللّه بريدن خلاصه مىداند . وبراساس اين نظرگاه ، فتوّت نزد أو همان زهد كامل است . اما أبو حفص فتوت را اداى انصاف وعدل مىداند ، يعنى قيام به كلّيهء أمور لازم وبايسته ، خواه شرعي وخواه اجتماعي ، بدون آنكه شخص عامل در مقابل آن خواستار انصاف شرع يا جامعه باشد . بنابراين فتوت از نظر أو خود را فدا كردن است . آنچه مؤيد اين مطلب است حكايتى است كه خطيب بغدادي در تاريخ خود آورده است . مىگويد : هنگامى كه أبو حفص آهنگ خروج از بغداد داشت ، مشايخ وأهل فتوت به بدرقهء أو رفتند . در لحظه‌اى كه أو را ترك مىگفتند ، يكى از ايشان أبو حفص را گفت : ما را به حقيقت فتوت آگاه كن كه چيست ؟ گفت : فتوت در عمل به كار مىآيد ؛ معامله است نه سخن . ايشان از كلام أو در شگفت ماندند . « 50 » منظور أبو حفص آن بود كه فتوت روش ومسلكى است كه صوفي براساس آن زندگى مىكند - يعنى زندگى ملامتيه - نه نظريه‌اى كه از آن گفتگو شود ، وموضوع شرح وبحث قرار گيرد .
هامش
( 49 ) . طبقات سلمى ( نسخهء خطى و 24 ب ) وحلية الأولياء ، ج 10 ، ص 230 . ( 50 ) . تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 222 .
مجموعة آثار السلمي — صفحة 362 | أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي