رجاء بيانى خاص داشت ودر باب معرفت گفتارى ژرف » « 45 » . چنين مىنمايد كه يحيى با وجود منزلت عالىاى كه در تصوف داشته ، در مردم نيشابور تأثير چشمگيرى بر جا نگذاشته است .
علت اين امر پرداختن وى به مسائل نظري تصوّف بوده است در حالي كه مردم نيشابور به شيوههاى عملي گرايش داشتهاند . از سوى ديگر ، يحيى أهل نيشابور نبود ، در صورتي كه آن دو تن ديگر - أبو حفص وحمدون قصار - از اهالى نيشابور بودند وبا آنكه در علّو مرتبه به درجهء يحيى بن معاذ نمىرسيدند ، مردم نيشابور بر گرد ايشان جمع شده بودند .
شخص دوم أبو حفص « 46 » بود از كورد آباد ( شايد كرد آباد ) واقع در دروازهء نيشابور بر راه بخارا . هجويرى وأبو نعيم گفتهاند : أستاذ أبو حفص عبيد الله ابا وردى ( شايد ابيوردى ) بوده است . شعرانى عبد الله المهدى « 47 » را از شيوخ أو به شمار برده است - اين شخص همان اباوردى است كه هجويرى وأبو نعيم ذكر كردهاند - همچنين ، على نصرآبادى - نصرآباد محلّى است در نيشابور - را از شيوخ أو دانسته است . ليكن از اين دو شيخ اطلّاع كافى نداريم . گمان مىرود كه اين دوچندان مشهور نبوده ودر حركت تصوف نيشابور وجنبش ملامتيه نقش مهمى نداشتهاند .
أبو حفص خود در بين مردم نيشابور ونيز مردم بغداد داراى حرمت وپايگاه عظيم بوده است ، چنانكه خطيب بغدادي گويد : « هنگامى كه أبو حفص به بغداد آمد همهء مشايخ صوفيه بر گرد أو جمع آمدند وأو را چنانكه شايسته بود تعظيم وتكريم كردند . »
خلدى گويد : « هنگامى كه از أبو حفص نيشابورى نزد جنيد نام بردند ، گفت : أو مردى بود از أهل حقايق ، اگر أو را مىديدى بىنياز مىشدى . أو از ژرفناى حقيقت سخن مىگفت . پس از آن گفت : زهى أبو حفص ، از عالمانى بود كه به غايت علم رسيده بودند . أهل خراسان ، شيوخ وأحوال وأمور ايشان همه در حد كمال است . » « 48 »
بدون ترديد بعضي از صفات أهل فتوّت - بهويژه از خودگذشتگى وايثار - به مكتب نيشابور راه يافته است ، اما روشن نيست از چه راهى وتوسط چه كساني ! وهمين صفات در ميان ايشان
هامش
( 45 ) . رسالهء قشيريه ، ص 16 .
( 46 ) . خطيب بغدادي گويد : أحمد بن علي توزى از عبد الرحمن سلمى نقل كرد كه نام أبو حفص نيشابورى ، عمرو بن سالم يا عمرو بن سلمه بوده است ، ونام صحيحتر ، نام دوم است . تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 220 . در طبقات الصوفية ، سلمى هر دو نام را آورده ، ليكن نام صحيحتر را قيد نكرده است .
( 47 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 70 .
( 48 ) . تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 221 .