به ديگران بذل كنى وچيزى براي خود ذخيرة نكنى . همچنين در أصل چهل وپنجم رساله آمده است : أبو عثمان حيرى در آداب صحبت گويد : « حسن صحبت از جنبهء ظاهري آن است كه از مال خويش در كار برادران گشايشى فرآهم آورى وبه مال ايشان طمع مدارى وانصاف ايشان بدهى واز ايشان توقع انصاف مدارى « 37 » واز ايشان جفا تحمل كنى وبر ايشان هيچگونه جفا روا مدارى . » « 38 »
ديگر از صفات ملامتيه آن است كه : « نه در باطن داراى دعوى ونه در ظاهر أهل تصنّع ورياكارى هستند . » « 39 » ديگر اينكه ملامتيان خوش ندارند كه « ايشان را خدمت كنند وتعظيم نمايند واز أطراف به ديدارشان آيند . وگويند : بنده را با اين خواستها چكار ؟ اينها از آن آزادگان است . » « 40 »
ديگر « از عيوب مردم به عيوب نفس خود پرداختن وخويش را متّهم داشتن » « 41 » است .
جامعترين سخنى كه صفات فتوّت را در نظر ملامتيه بيان مىكند اين است كه يكى از بزرگان أهل ملامت كه از أو پرسيدهاند نام « ملامتى » شايستهء كيست ؟ وأو پاسخ داده است « آنكس كه داراى مقام اعتذار آدم ، وصلاح نوح ووفاى إبراهيم وصدق إسماعيل واخلاص موسى وصبر أيوب وبكاء داود وسخاء محمد ( ص ) ورأفت أبو بكر وحميّت عمر وحياء عثمان وعلم على باشد ، وبا اين همه خويشتن را وآنچه متعلق به اوست خوار وحقير بداند وهرگز در دلش خطور نكند كه آنچه دارد چيزى است يا حالي پسنديده ، بلكه عيوب خويش را ببيند ونقصان افعال خود را ؛ وبرادران را در همهء أحوال از خود بهتر وبرتر بداند . » « 42 »
مبالغه نيست اگر گفته شود كه بخش أعظم تعليمات ملامتيه مأخوذ از اخلاق وآداب أهل فتوّت است ؛ ودر بررسى أصول ملامتيه وظهور ايشان در نيشابور به اين مطلب اشاره كردهام .
به نظر من ملامتيّه ، جوانمردان طايفهء زهاد حقيقي در ميان مسلمانان هستند وآثار ظاهري وباطني فتوت در ايشان بيش از هر فرقهء ديگرى از أهل تصوف آشكار است . واگر جنيد انصاف داده بود نمىگفت : « فتوت در شام وسخن در عراق وصدق در خراسان است » « 43 » بلكه مىگفت :
« فتوّت وصدق در خراسان است » .
هامش
( 37 ) . رسالهء قشيريه ، ص 103 .
( 38 و 39 ) . رسالهء ملامتيه .
( 40 و 41 و 42 ) . رسالهء ملامتيه .
( 43 ) . رسالهء قشيريه ، ص 103 .