تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
مبادى اوليّه خود شمردند وصفات ديگرى نيز بر آن افزودند ، از قبيل آزار نكردن ديگران ، بخشش كردن ، ترك شكايت ، ترك جاه ، محاربه با نفس ، چشم پوشيدن از لغزش ديگران ومعاني ديگرى كه در تصوف معتبر است . « 30 » علي بن أبي بكر اهوازى گويد : « أصل فتوت آنست كه براي خود هيچگونه برترى نسبت به ديگران قائل نشوى » وقشيرى گويد : « أصل فتوت آن است كه بنده همواره در فرمان غير خود باشد » . « 31 » ديگرى در تفسير قول خداى - تعالى - « انا سمعنا فتى يذكرهم يقال له إبراهيم » گفته است فتوّت همان شكستن بتها است وبت هر انساني نفس اوست ، پس هركس به مخالفت هواي خويش برخاست جوانمرد به حقيقت اوست . « 32 » همهء اين معاني در محافل صوفيه وملامتيه به‌طور يكسان راه يافته ونقش عمده‌اى در تشكّل انديشه وحيات معنوي آنها داشته است . اين سخن ثورننج كه « روى آوردن جوانمردان به تصوّف با أصول فتوّت سازگارى ندارد » درست نيست ، مگر آنكه مقصود فتوّت اشرافى باشد كه ويژهء طبقهء خاصي از أمت اسلامى است ؛ چه اينگونه فتوت ، چنانكه مورخان تصريح كرده‌اند ، از زمان خلافت الناصر عباسى ( 575 تا 622 ه ) رواج يافته است . امّا فتوت به معنى عام آن خالى از ويژگيهاى اينگونه فتوت اشرافى است كه با روح تصوّف سازگارى ندارد وآن را همواره با تصوّف همراه وهمگام مىتوان ديد كه همچون دو يار وفادار با يكديگر دادوستد داشته‌اند . جوانمردان هيچگاه دعوى امتياز از طبقات اجتماعي ديگر نداشته‌اند وتنها وجه امتياز ايشان از ديگران ، التزام به حفظ شرف بوده است ، نه برترى طبقه‌اى بر طبقه‌اى در نظام اجتماعي . حال اگر از بعضي جوانمردان صوفي ، دعوى برترى وامتياز از ديگران ديده شده باشد ، بايد آن را از ناحية تصوّف دانست ، نه فتوت . 7 ) چون كثرت دعوى از صفات صوفيه است - واين مهمترين وجه تمايز ايشان از أهل فتوت است چنانكه پس از اين به بيان آن خواهيم پرداخت - بعضي از صاحبنظران ، صفت دعوى دارى را از مميزات فتوّت صوفيه دانسته‌اند . بنابراين جوانمرد صوفي از نظر ايشان كسى است كه داراى دعوى خاصي است كه از آن دفاع مىكند ودر راه آن خود را فدا مىنمايد ، همچون حسين بن منصور حلاج كه مىگفت « اگر از دعوى وسخن خود بازگردم - يعنى گفتن
هامش
( 30 ) . احياء العلوم غزالى ، ج 3 ، ص 213 ، چاپ قاهره ، 1282 . ( 31 ) . رسالهء قشيريه ، ص 103 . ( 32 ) . كشاف اصطلاحات الفنون تهانوى ، ج 2 ، ص 1156 .