ايرانيان وجود داشت . علي بن أبي طالب ( ع ) وفرزندان أو داراى اين لقب بودند ، ليكن در آن زمان جنبهء فردى داشت . جمعيت وسازمان اجتماعي براي فتوّت تا دورههاى متأخر شناخته نشده است .
از آغاز پيدايش تصوّف ، فتوّت با آن پيوند يافت وبه رنگ آن درآمد . اين پديده را بهويژه در سرزمينهاى اسلامى كه داراى فرهنگ وتمدن قديمى بودهاند ، به خصوص إيران مىتوان ديد ، بهطورى كه نشانههاى آشكارى از أفكار صوفيه را در تعاليم أهل فتوت در تمام اعصار اسلامى مىتوان يافت . عكس آن نيز درست است ، يعنى آثاري از فتوّت را در محافل صوفيه نيز مىتوان ديد . همچنين پيوند ميان فتوت وتصوف را در بسيارى از « فتيان » كه از زندگى وأحوال ايشان آگاهى داريم بدين صورت مىتوانيم ديد كه يا خود صوفي بودهاند ويا گرايشى به طريقت صوفيه داشتهاند ، چنانكه در داستان نوح عيّار با حمدون قصار مشاهده مىكنيم . « 28 » از طرف ديگر مىبينيم كه بسيارى از رجال بزرگ صوفيه پيش از آنكه به تصوّف روى آورند از فتيان بودهاند ، مانند علي بن أحمد پوشنجى وأحمد بن خضرويه وأمثال ايشان .
پيش از اسلام « فتى » يا جوانمرد كسى بود كه حفظ شرف خود وقبيلهء خويش را وجههء همت وغايت خود مىدانست وبعد از اسلام به عنوان عضوى از جمعيتى شناخته شد كه براي آن كار مىكرد . ليكن صفات جوانمردى در هر دو حالت اثرى آشكار داشت .
چنين مىنمايد كه اولين پيوند ميان فتوت سازمان يافته در جمعيتهاى منظّم وصوفيّه در سرزمين عراق كه متصل به سرزمينهاى إيران بود ، صورت گرفت . وآن امر توسط حسن بصرى تحقق يافت كه أيوب بن أبي تميمة أو را « سيّد الفتيان » ناميده است . مىدانيم كه حسن بصرى از اولين كساني است كه در تاريخ اسلام بناى تصوف را بنياد نهادند وصوفيان متأخر أو را از أقطاب شمردهاند . پيداست كه انتقال از فتوت به تصوّف در عهد أو صورت گرفت ، چنانكه از سخن شخص أو معلوم مىشود كه گفته است « جوانمرد هرگاه به مراسم طاعت بپردازد ، آن را از سخنش درنمىيابيم ، بلكه از عملش مىشناسيم واين دانشى است سودمند » . « 29 »
چون تصوّف پديدار شد در كنار فضيلت تقوى فضائل ديگرى نيز ظهور كرد كه غالبا از فتوّت گرفته شده بود وپس از آنكه در دو قرن سوم وچهارم به حد كافى رشد يافت اين انديشهء اساسى كه از امتيازات فتوت عربى است ، يعنى « ايثار » ، در آن نيرو گرفت وصوفيه آن را از
هامش
( 28 ) . كشف المحجوب ، ص 183 .
( 29 ) . ر ك . طبقات ابن سعد ، ج 7 ، ص 128 ، س 35 .