هؤلاء . . . » « 19 » يعنى : تنها به خدا پرداختند ، در عبوديت چنان استوارند كه لحظهاى تزلزل در آن راه ندارد ، رياست در كأم آنها خالى از هرگونه طعم است ، زيرا ربوبيت حق بر دلهاى ايشان مستولى است ، وهيچ طايفهاى در خلق وخوى خدائى وفتوّت با حق - نه با غير حق - به مقام ايشان نمىرسد .
اما ويژگيهائى كه ابن عربى براي ملامتيه قائل است اين است كه ايشان از ساير مؤمنانى كه مقيد به انجام فرائض الهىاند با هيچگونه حالت يا صفت خاصي متميّز نيستند . بر نمازهاى واجب پنجگانه چيزى نمىافزايند جز رواتب ؛ در كوچه وبازار رفت وآمد دارند وبا مردم سخن مىگويند ، فرائض ديني را همراه با ساير مردم به جا مىآورند ودر هر شهر به زىّ أهل آن وارد مىشوند . در مساجد سكونت نمىكنند ، در مساجدي كه نماز جماعت بر پا مىشود جاى خاصي ندارند وخود را در تودهء مردم گم مىكنند ، در هنگام سخن گفتن خدا را مراقب خود مىدانند ، با مردم كم مىنشينند تا احوالشان مكشوف نشود ، نياز أطفال صغير وبيوهزنان را برمىآورند ، با فرزندان وافراد خانوادهء خود در حدّ رضاى الهى به بازى وتفريح مىپردازند ، مزاح مىكنند ودر آن جز سخن حق بر زبان نمىرانند .
اين أوصاف كه ابن عربى براي ملامتيه برمىشمارد چندان تفاوتى با گفتار سلمى ندارد ، جز آنكه مىتوان گفت أصل اين مطالب از سلمى است ، هرچند كه ابن عربى به شيوهء معتاد خود گروهى از ملامتيّه را أهل مذهب خود يعنى وحدت وجود مىداند .
امّا در اينكه ملامت را مرتبهاى از مقامات صوفيّه دانسته است ، با نظريّه هيچيك از كساني كه در اينباره اظهار عقيدة كردهاند سازگارى ندارد . مبالغهء أو در مورد ملامتيان تا درجهاى است كه ايشان را بزرگان أهل اللّه ناميده وگفته است « ايشان در مقام ولايت بالاترين درجات را احراز كردهاند كه از آن برتر جز درجهء نبوت نيست . » « 20 »
5 ) اما أبو حفص عمر سهروردى در مقايسهاى كه بين صوفيه وملامتيه مىكند ، جانب صوفيه را برترى مىدهد وآنها را از حيث مرتبهء روحاني ، فوق ملامتيه قرار مىدهد . به اين دليل كه حالت فناى صوفي از هرچه جز خداست ، كه نفس صوفي نيز از آن جمله است ، ولذا از حال ملامتى كه همواره به نفس خود وخلق از طريق آگاهى به آنها پيوند دارد بالاتر وبهتر است .
پيش از اين اشاره كرديم كه ملامتى از هرگونه دعوى روى گردان است وأحوالي از قبيل
هامش
( 19 ) . فتوحات ، ج 3 ، ص 45 وج 2 ، ص 22 .
( 20 ) . فتوحات ، ج 1 ، ص 235 .