تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ايشان را كه حكايت از جدائى دارد براي خلق آشكار نمود تا حال باطني ايشان با حق باقي وسالم بماند . عالىترين خصيصهء ايشان اين است كه أحوال درونشان كمترين اثرى در بيرونشان ندارد ، مبادا كه خلق از ايشان در فتنه افتند . اين طايفه را ملامتيه گويند . در حقيقت رابطهء صوفيه با خداوند همانند رابطهء موسى عليه السلام است با أو ، كه پس از آنكه حق تعالى با أو سخن گفت ، اثر آن همكلامى در ظاهر أو پيدا شد وكسى را ياراى آن نبود كه بر رويش نظر كند . وملامتيه با خداوند به محمد صلى الله عليه وآله ، ماننده‌اند ، كه با آن همه مقام قرب وترفّع به درجات أعلى ، هيچگونه اثرى از باطن در ظاهرش پديد نيامد وچون به خلق روى آورد ، در أمور دنيائى چنان سخن مىگفت كه گوئى يك تن از ايشان است واين كامل‌ترين نوع عبوديّت است . « 14 » بنابراين فرق اساسى بين صوفي وملامتى در نظر سلمى آن است كه أحوال وأنوار درون صوفي ، در ظاهرش اثر مىگذارد وظاهر أو را نيز به رنگ باطن درمىآورد ودر گفتار وكردارش نور وصفاى باطن پديدار مىشود . ازاين‌رو صوفي از مقام اظهار دعاوى خارج نمىگردد ، چنانكه حلاج وأمثال أو ، واز آشكار ساختن آنچه از اسرار پنهان بر أو كشف مىشود نيز پرهيز ندارد وهر كرامتي كه خداوند بر دست أو جارى سازد آن را در معرض اطلاع وديد مردم قرار مىدهد . امّا ملامتى سرّ خويش را با پروردگارش در صميم دل پنهان مىدارد ، وفراتر از آن اينكه كمترين دعوى از أو به ظهور نمىرسد ، زيرا أو هرگونه دعوى را اثر جهل ورعونت نفس ونشانه‌اى از نقصان ودست نيافتن بر حقيقت به شمار مىآورد . ملامتى هيچگاه به اظهار كرامت دست نمىيازد از بيم آنكه مبادا كرامت ابتلاى خداوندى باشد كه براي امتحان غرور وخودفريفتگى أو پيش آورده است ، ونيز از ترس آنكه مبادا مردم از آن در فتنه افتند . « 15 » ابن عربى نام « ملامتيه » را در معنائى بسيار گسترده‌تر از معنى سلمى به كار مىبرد . از نظر أو نام ملامتيّه بر فرقهء خاصي از أهل زهد وتصوف اطلاق نمىشود وحاكى از وجههء نظر خاصي در دين يا در طريقت صوفيه نيست ، بلكه نامى است كه بر گروه خاصي از أهل الله اطلاق مىشود كه به زمان ومكان ويژه‌اى تعلق ندارند وداراى أوصاف خاصي هستند كه آنها را از ديگران متمايز مىسازد ، تعداد ايشان نيز در هر زمان به حسب شرايط وقت افزايش وكاهش مىيابد . بنابراين موطن ايشان خراسان يا نيشابور نيست ، پير طريقت ايشان نيز حمدون قصار ، يا
هامش
( 14 ) . رسالهء ملامتيه . ( 15 ) . رسالهء ملامتيه ، أصل 39 با أصل 43 مقايسه شود .