تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
چنان حالتي همهء افعال نزد ايشان نيكو وپسنديده بود . « 12 » در اين عبارت ابن عربى اشاره به مذهب أو يعنى « وحدت وجود » به خوبى پيداست ؛ انديشه‌اى كه ملامتيه را نيز مانند هر نوع مذهب ومسلك ديگرى ، خواه صوفيانه وخواه غير آن ، در خود هضم مىكند . ابن عربى ملامتيه را در بالاترين درجات أهل سلوك وأهل اللّه قرار داده وكاملان أهل طريقت شمرده است . به همين سبب براي پوشيده بودن مقام ايشان از خلق وحركاتى كه از ايشان موجب جلب مذمّت وملامت مىشود توجيه ديگرى نيز علاوة بر آنچه گفتيم مىآورد وآن اين است كه : « انّهم لو ظهرت مكانتهم من اللّه للناسّ لا تخذوهم آلهة » يعنى : اگر مكانت ايشان نزد خداوند براي مردم آشكار مىشد ، مردم ايشان را به عنوان خدايان مورد پرستش قرار مىدادند ؛ امّا چون به‌طور عادى در بين مردم سلوك مىكنند ، مردم برحسب عادت ، ايشان را در مورد آنچه مستلزم سرزنش است هدف تير ملامت قرار مىدهند . پس از آن گويد : « وهذه الطريقة مخصوصة لا يعرفها كل أحد ، انفرد بها أهل اللّه » يعنى : اين روشى است مخصوص كه همه كس از آن آگاه نيست ، وبه أهل اللّه اختصاص دارد . « 13 » 4 ) ملامتيه فرقه‌اى است با ويژگيهاى منحصر به خود وزندگى معنوي خاصي كه آن را از ديگر فرقه‌هاى أهل زهد متمايز مىسازد ؛ هرچند كه غالبا ايشان را از طوايف صوفيه دانسته‌اند . بعضي از تاريخ‌نويسان وبزرگان صوفيه ، به‌طور آشكار ، بين صوفيه وملامتيه فرق گذاشته وتفاوتهاى آن دورا گوشزد كرده‌اند . از جمله سلمى در رسالهء ملامتيه وابن عربى در فتوحات المكية وسهروردى در عوارف المعارف وتهانوى در كشاف . سلمى صاحبان علوم وأحوال يعنى علوم ظاهر وباطن وأهل رسوم وحقايق را به سه طايفه تقسيم مىكند . علماء شريعت كه به ظواهر احكام مىپردازند وآنها را فقها گويند ، وأهل معرفت كه از همه گسسته وبه حق تعالى پرداخته‌اند . اين طايفه از آنچه مردم بدان سرگرم شده‌اند روى برتافته ، همت خويش را متوجه خدا كرده‌اند ، براي أو وبه سوى أو وبه تأييد أو سلوك مىكنند وايشان را صوفيه گويند . وامّا طايفهء سوم كساني هستند كه خداوند درون ايشان را به قرب واتصال خويش آراسته است وبين آنها وحق تعالى هيچگاه جدائى راه نمىيابد . حق تعالى از روى غيرت ايشان را از چشم خلق پوشيده داشت ؛ يعنى صفات ظاهري
هامش
( 12 و 13 ) . فتوحات ، ج 3 ، ص 46 .
مجموعة آثار السلمي — صفحة 347 | أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي