تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
را كه پنهان داشتن آن بر تو لازم بود آشكار كردى ، از اين پس با ما همنشين مشو . امّا آن دو وجه ديگر از معاني ملامت ، بىترديد جزئي از جوهر اصلى تفكّر ملامتيه است واز تعاريف ايشان مىتوان آن را استخراج كرد . أصولا ملامتى براي نفس خود هيچگونه حظّى قائل نيست وكمترين اطمينانى نسبت به اعمال وگرايشهاى نفس خود ندارد ، چون اعتقادش بر اين است كه نفس انسان شرّ محض است واز آن ، چيزى جز آنچه با ذات وى سازگار است ، از ريا وخودخواهى وأمثال آن ، تراوش نمىكند . ازاين‌رو همواره در مقام متهم داشتن ومخالفت با آن است ، ومراد از سرزنش نفس همين است . از جهت ديگر ، ملامتى معتقد است كه معاملهء أو با خداوند ، سرّى است ميان أو وپروردگارش ودرست نيست كه غير خدا بر آن سرّ آگاه شود ، بنابراين در پوشيده داشتن اعمال خود بسيار جدى است ، واز غيرتى كه بر محبوب خويش دارد به‌هيچ‌وجه اجازه نمىدهد كه ديگرى از پيوند أو با وى باخبر گردد . ازاين‌رو آداب عبوديت ظاهري را براي مردم آشكار مىكند ، وراز خويش را با خدا پوشيده مىدارد . از اين فراتر ، ملامتيان از اينكه مبادا اسرار وأحوال ايشان بر مردم هويدا شود ونيز براي آنكه محاسن ايشان موجب مدح وستايش ديگران ودر نتيجة تسرّى غرور به نفس ايشان نگردد به عمد دست به كارهائى مىزنند كه باعث خشم ونفرت مردم شود وآنها را مورد تحقير وسرزنش قرار دهند ، واين معنى سرزنش مردم نسبت به ايشان است . يكى از مشايخ ايشان گفته است : « الملامة الّا تظهر خيرا ولا تضمر شرّا » « 8 » يعنى : ملامت آن است كه خيرى را از خويشتن آشكار نكنى وشرّى در درون خود نگاه ندارى . وديگرى گفته است : « وأهل الملامة اظهروا للخلق ما يليق بهم من أنواع المعاملات والاخلاق وما هو نتايج الطباع وصانوا ما للحق عندهم من ودائعه المكنونة » « 9 » يعنى : أهل ملامت آنچه براي مردم سزاوار وسازگار با طبيعت ايشان باشد از اعمال واخلاق خويش آشكار مىكنند وآنچه از ودايع الهى در نزد ايشان است پنهان مىدارند . در اين عبارت أبو حفص اشاره به دو گونه ملامت ، يكى ملامت خويش وديگر ملامت ديگران ، به خوبى آشكار است . از أو پرسيدند : مذهب تو چيست ؟ گفت : « أهل الملامة قوم قاموا مع الحق تعالى على حفظ أوقاتهم ومراعاة اسرارهم فلاموا أنفسهم على جميع ما اظهروا من
هامش
( 8 ) . رسالهء ملامتيه . ( 9 ) . رسالهء ملامتيه .