تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
« لوم » شده است مانند
« وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ »
« 5 » ونيز
« يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ »
. « 6 » آيهء أول شأن ومنزلت نفس سرزنش كننده را بالا برده است كه صاحب خود را به محاسبه مىكشد وأو را از كردارش سرزنش مىكند واز نظر ملامتيان نفس كامل همين است . در آيهء دوم نيز أوصاف بندگان خوب خدا ذكر شده كه ايشان را دوست دارد وايشان نيز أو را دوست دارند . در برابر مؤمنان خوارند ودر برابر كافران سخت ورام‌ناشدنى ودر كار جهاد در راه خداوند واخلاص در آن از سرزنش هيچكس نمىهراسند واز مدح وذم مردم بىنيازند . اگر جهاد را به معنى صوفيانه وملامتى آن در نظر بگيريم - يعنى جهاد با نفس - درخواهيم يافت كه اين دو آية به اختصاصىترين صفات ملامتيان اشاره دارد وشايستگى آن را دارد كه به عنوان أساس مسلك ايشان وسرچشمهء اصلى معتقدات ايشان شناخته شود . آنچه اين فرض را قوىتر مىسازد سخن حمدون قصّار ، يكى از نخستين مشايخ بزرگ ومؤسسان اين فرقه است كه از أو پرسيدند : ملامت چيست ؟ گفت : « ترك الزين للخلق بحال وترك طلب رضاهم في نوع من الاخلاق والأحوال والّا ياخذك في اللّه لومة لائم » . يعنى : ترك خودآرائى براي مردم وترك خوشامد ايشان از اخلاق وأحوال ، واينكه سرزنش نكوهش گران تو را از خدا باز ندارد . « 7 » 3 ) امّا مقصود از اين « ملامت » كه ملامتيان بدان انتساب دارند چيست ؟ آيا منظور از آن ، ملامت شخص ملامتى نسبت به نفس خويش است ؟ يا ملامت مردم أو را ؟ ويا ملامت ملامتى دنيا وأهل آن را ؟ نكوهش دنيا به‌طور مسلّم منظور نيست زيرا ملامتيه در تعاليم خود به صراحت از مذمّت دنيا نهى كرده‌اند . أبو حفص نيشابورى يكى از أصحاب را شنيد كه دنيا وأهل آن را مذمت مىكرد ، گفت : « أظهرت ما كان سبيلك ان تخفيه ، لا تجالسنا بعد هذه ولا تصاحبنا » يعنى : چيزى
هامش
( 5 ) . قرآن ، س 75 ، آيهء 1 - 2 . ( 6 ) . قرآن ، س 5 ، آيهء 54 . ( 7 ) . رسالهء ملامتيه .