تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
صفتي است منحصرا خاص خداوند ، ولذا با اين نظر كه بندهء « فقير » ممكن است « غنى » گردد مخالف است « 12 » . علاوة بر اين سلمى ستايش فراوان وبي نقد ونظر فقر را نيز روا نمىشمرد وبصراحت مىگويد فقيرى كه بر فقر خود فخر فروشد وبر اغنيا به نظر استخفاف بنگرد ، دعوى فضيلت را نمىشايد . فضيلت فقط فقيرى را سزاست كه بر حال خود رضا داده باشد . أبو نصر سرّاج در فصلى از كتاب اللمع به عنوان « آراء خطا در باب فقر وغنا » بدين نظريه دربارهء فقر تاخته وآن را رد كرده است « 13 » . فقر در نظر سرّاج ذاتا ستوده است ( « الفقر في ذاته محمود » ) . با اين حال سرّاج وسلمى در يك نقطه اشتراك دارند وهر دو معتقدند كه برابر شمردن فقر با محروميت وعدم وحاجت خطاست « 14 » . سلمى براي ايجاد همآهنگى در ميانهء أحاديث وأقوال بظاهر متناقض به دوگونه فقر قايل شده است . يكى « فقر الخواص » كه فقرى است ستوده وديگرى « فقر العامّة » كه فقرى است نكوهيده « 15 » . سلمى در ادامهء سخن مىگويد كه فقير صادق سپس به مقام شفقت بر خلق مىرسد ( بخش 9 ) ومايهء آسايش وآرامش مىگردد ومريدان را با لطف ورفق به راه راست هدايت مىكند . عبوديت خالصانهء عارف أو را به مقام « حريّت » مىرساند ودر اين مقام أو از هر آنچه آدميان را كور كرده وبنده گردانيده است آزاد مىشود ( بخش 10 ) . سلمى سپس ، مانند مشايخ سلف « 16 » ، « حريت » را با « عبوديت » ربط مىدهد ومىگويد : حريت حقيقي از بندگى أمور دنيوي فقط از طريق قبول تام عبوديت الهى حاصل مىشود . مع هذا سلمى از اين فراتر مىرود و « حريت » را با « قبض وبسط » ربط مىدهد : مرد آزاده در برون با اقران خود مىآميزد ودر درون از خلوت با خدا بهره‌ور مىگردد وامين پاره‌اى از اسرار الهى مىشود « 17 » . وچنين
هامش
( 12 ) . چون غنا از صفات بارى تعالى است أحمد بن عطا ( متوفى 309 ) غنا را بر فقر ترجيح مىداد . بيشتر مؤلفان متصوف با اين نظر مخالف‌اند . از جمله ر ك : أبو طالب المكي ، قوت القلوب ، ج 1 ص 535 - 536 ؛ أبو بكر بنّانى ، كتاب مدارج السلوك إلى ملك الملوك ، قاهره ، 1330 ه ، ص 44 ؛H . Ritter , Das Meer Seele , Leiden , 1955 , p . 255 .( 13 ) . اللمع ، ص 520 - 521 . ( 14 ) . أيضا ، ص 522 . ( 15 ) . أبو طالب مكي ( قوت القلوب ، ج 1 ص 491 ) نيز تمايزى تا حدى متفاوت دربارهء فقر قائل شده است : « خصوص الفقراء » كسانىاند كه فقرشان همراه با زهد است و « عموم الفقراء » فقرشان عارى از زهد است . وهر دو فقر به عقيدهء أبو طالب مكي به غنا ترجيح دارد . ( 16 ) . از جمله ر ك : اللمع سرّاج ، ص 450 ، 531 - 532 . ( 17 ) . بسيارى از اين نظريات را شاگرد سلمى أبو القاسم قشيرى در اثرش الرسالة در باب الحرية تكميل و -
مجموعة آثار السلمي — صفحة 138 | أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي