آباد كند مرد امين و چابك و خيرخواهى بر سر آن فرستاد و دستور داد آن زمين را آباد كند و انواع درخت و زراعت در آن بكارد و آن صاحب زمين نام اقسامى از درختها و زراعتها را برد و دستور داد همانها را در آن زمين بكارد و از آنچه نام برده تجاوز نكند و از پيش خود عملى نكند و به او دستور داد نهرى در آن زمين جارى كند و ديوارى دور آن بكشد كه مانع از ورود و مداخله مفسدان باشد ، فرستاده او آمد و آن زمين خراب را آباد كرد و در آن زراعتهائى كه دستور داشت كشته و آب داد تا درختها روئيد و زراعت سبز شد ولى مدتى نشد كه مرد و كسى را گماشت كه جانشين او باشد و بعد از او كار او را انجام دهد ولى با نصب وصى او مخالفت كردند و او را مغلوب خود ساختند و آن آباديها را ويران كردند و نهرها را پركردند درختهاى نونهال همه خشك شد و زراعت از ميان رفت چون خبر به صاحب زمين رسيد كه با سرپرست او مخالفت شده است و زمينش ويران شده رسول ديگرى فرستاد تا آن را زنده كند و بآبادى برگرداند و اصلاح كند چنانچه بود همچنين خداى عز و جل پيغمبران و رسل را يكى بعد از ديگرى براى اصلاح امور فاسد شده مردم ميفرستد .
پسر پادشاه گفت آيا اصلاح امر مردم وظيفه مخصوص پيغمبران و رسولانست ؟
بلوهر گفت پيغمبران و رسولان چون مبعوث شوند همه مردم را دعوت ميكنند هر كس اطاعت آنان كند از آنانست و هر كس عصيان كند از آنان نيست و زمين هرگز از يك پيغمبر يا رسول فرمانبر خدايا وصى آنها خالى نيست و مثل آنها چون آن پرنده ايست كه در ساحل دريا زندگانى مىكند و او را
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٩٦