قدم مينامند و بسيار تخم ميگذارد و جوجههاى خود را دوست دارد و ميخواهد هر چه بيشتر باشند يكوقت مىشود كه نميتواند چنانچه ميخواهد همه جوجههاى خود را پرورش دهد و ناچار است بسرزمين ديگرى برود تا مشكلات دوران او بر طرف شود و از ترس آنكه تخمهايش نابود نشود آنها را برميدارد و در آشيانههاى پرندگان ديگر جابجا مىكند و آن پرندگان تخم او را با تخمهاى خود زير بال ميگيرند و جوجه او در مىآيد و چون جوجه قدم مدتى در آشيانه پرندگان ديگر ميماند بعضى از جوجههاى آن پرندگان با آن انس ميگيرند و چون دوران آسايش ميرسد و قدم بآشيانه خود برميگردد و بلانه پرندگان ديگر عبور مىكند و بجوجههاى خود آواز ميدهد و جوجه پرندگان ديگر هم آوازش را ميشنوند ، جوجههاى او دنبال او ميروند و شماره اى هم از جوجه پرندگان ديگر به حكم الفت با آنها دنبال او ميروند ولى جوجه پرندگان ديگر كه با جوجههاى او هم الفت ندارند او را اجابت و متابعت نميكنند و پرنده قدم هم همه جوجه هائى كه دنبالش آمدند از خودش كه نباشند نگهدارى مىكند پيغمبران همه مردم را به حق دعوت ميكنند و اهل حكمت و عقل بواسطه حكمت خود آنها را اجابت مينمايند مثل انبياء همان مرغ قدم است كه آوازش به گوش همه ميرسد و مثل تخمهاى پراكنده در لانه پرندگان مثل حكماء است و مثل جوجههاى ديگر كه با جوجه قدم الفت گرفتند حكمت آموزها هستند كه پيش از آمدن رسل حكماء را اجابت كردند زيرا خداى عز و جل براى پيغمبران و رسولان خود فضيلت و نظرى قرار داده كه به ديگران نداده و حجت و نور و پرتوى به آنها بخشيده كه به ديگران نبخشيده براى آنكه بتوانند رسالت او را ادا كنند و حجتهاى او را تمام كنند و چون پيغمبران و رسولان مبعوث شوند
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٩٧