تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
در باره او اشعار معروفى گفته شده است و قوت و قدرت شنوائى و بينائيش هم به همين اندازه بود و براى او احاديث بسياريست زهير بن عتاب بن هبل بن عبد الله بن بكر بن عوف بن عذرة بن زيد بن عبد الله بن رفيدة بن ثور بن كلب كلبى هم سيصد سال عمر كرد مريقا كه نامش عمرو بن عامر ماء السماء بود چون هر جا منزل ميكرد آنجا زنده ميشد و او را مريقيا گويند براى آنكه هشتصد سال زنده بود چهار صد سالش مرد معمولى بود و چهار صد سال پادشاهى كرد هر روز دو جامه زيبا مىپوشيد و دستور ميداد آن را پاره كنند تا ديگرى نپوشد ابو هبل بن عبد الله بن كنانه ششصد سال زنده بود ابو طحان قبيسى صد و پنجاه سال عمر كرد مستوعز بن ربيعة بن كعب بن زيد مناة بن تميم سيصد و سى سال زنده بود و دوره اسلام را درك كرد و اسلام نياورد و شعر معروفى دارد دريد بن زيد بن مهد چهار صد و پنجاه سال زنده بود و اين شعر را سرود 1 - روزگار دست و پاى خود را بر من افكنده است 2 - روزگار هر چه را روزى اصلاح كند روز ديگر تباه نمايد 3 - امروز اصلاح كند و فردا تباه سازد چون مرگش رسيد پسران خود را جمع كرد و گفت بشما وصيت ميكنم كه بمردم بد كنيد و
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 246 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى