تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
من ريان بن دوسع هستم ( از ابو عبد الله مدنى سئوالشد كه ريان كيست ؟ گفت پدر عزيز مصر است آن پادشاهى كه معاصر يوسف پيغمبر بود و نامش وليد بن ريان بن دوسع بود و عمر عزيز هفتصد سال بود و عمر پدرش ريان هزار و هفتصد سال بود و عمر دوسع سه هزار سال بود و در آن نوشته بود كه : من ريان بن دوسع هستم براى بررسى سرچشمه نيل اعظم بيرون شدم تا منبع آن را بدانم ، با خود چهار هزار هزار مرد برداشتم و هشتاد سال راه طى كردم تا بظلمات و بحر محيط به دنيا رسيدم و ديدم رود نيل بحر محيط را قطع مىكند و در آن عبور مىكند و براى من راهى در دنبال كردن آن نبود ياران من مردند و فقط چهار هزار كس براى من ماند و من بر سلطنت خود ترسيدم و بمصر برگشتم و اهرام را ساختم و برانى را و دو هرم بنا كردم و گنجهاى خود را با پس اندازهاى خود در آنها سپردم و اين شعر را سرودم 1 - علم من بعضى از آنچه مىباشد درك كرده است - و من علم غيب ندارم و خدا داناتر است 2 - آنچه را خواستم استوار نمودم از روى صنعت و آن را محكم كردم و خدا اقوى و احكم است 3 - خواستم سرچشمه نيل را بدانم و بفهمم از كجا جاريست - من درمانده شدم و درماندگى مهار انسان است 4 - من هشتاد سال راه بريدم و مسافتها طى كردم - در گرد من بنى حجر بودند و لشكرى فراوان