كه ببندگانش دارد و حكمت خود مقدر كرد كه پيغمبران با اين قدرت و معجزات خود گاهى غالب باشند و گاهى مغلوب ، گاهى قاهر و گاهى مقهور و اگر خدا در همه حال آنها را غالب و قاهر مينمود و گرفتارى نداشتند و خوارى نمىديدند :
1 - مردم در برابر خداى عز و جل آنها را مىپرستيدند 2 - فضيلت صبرشان بر بلا و محنت و امتحان شناخته نميشد ولى خداى عز و جل احوال آنها را در اين باره چون ديگران قرار داد تا در حال محنت و گرفتارى صبر كنند و در حال عافيت و غلبه بر دشمن شكر كنند و در هر حال متواضع باشند و گردن فرازى و تكبر نورزند و مردم بدانند كه آنها هم معبودى دارند كه او آفريننده و مدبر آنها است و او را بپرستند و از رسولان او فرمانبرند و حجت خدا در باره كسانى كه حسد آنها را فرا برد و ادعاى خدائى آنها كند يا از طرف ديگر عناد ورزد و مخالفت و عصيان كند و منكر دستوراتى شود كه انبياء و رسل آوردند تمام گردد تا هر كس هلاك شود از روى بينه باشد و هر كس زنده هدايت شود از روى بينه باشد محمد بن ابراهيم بن اسحق گويد فردا دوباره خدمت شيخ ابو القاسم رفتم و با خود ميگفتم آيا آنچه ديروز براى ما گفت از پيش خود گفت بدون پرسش به من رو كرد و گفت اى محمد بن ابراهيم اگر از آسمان پرتاب شوم و مرا پرنده بربايد و باد مرا در دره عميق افكند دوستتر دارم تا در دين خداى عز و جل براى خود از پيش خود چيزى بگويم بلكه اين گفتار من مأخوذ از اصل است و مسموع از امام است صلوات الله و سلامه عليه
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٨٦