تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
35 - محمد بن شاذان بن نعيم گويد نزد من پانصد درهم ( اين قسمت اول تكرار است و گذشت ) محمد بن شاذان گويد بعد از آن مالى فرستادم و شرح ندادم كه از كيست ، جواب رسيد اين قدر پول و اصل شد ، اين مقدارش از كيست و اين مبلغش از كيست گويد ابو العباس كوفى گفت مالى براى مردى برد كه برساند و ميخواست بر دليلى واقف شود جواب رسيد اگر رهبرى خواهى رهبرى شوى و اگر جويا باشى دريابى مولايت به تو گويد آنچه با خوددارى حمل كن آن مرد گويد از آنچه با من بود شش دينار نسنجيده بيرون كردم و باقى را تحويل دادم توقيع رسيد كه اى فلانى آن شش دينار نكشيده را كه برداشتى و زنش شش دينار و پنج دانك و يك حبه و نيم است آنها را برگردان و چنانچه بود كه او فرموده بود 36 - خجندى گويد كه براى او از صاحب الزمان ( ع ) دستخطى رسيد بعد از آنكه بسيار گرديد و جستجو كرد و از وطنش مسافرت كرد تا بر او روشن شود كه چه بايدش كرد نسخه توقيع اينست « هر كس كاوش كند جويا شده هر كس جويا شود او را نشان داده ، هر كس او را نشان دهد در خونش همكارى كرده و مشرك شده گويد از جستجو دست كشيد و برگشت از ابو القاسم بن روح قدس الله روحه حكايت شده است در تفسير حديثى كه در باره ابى طالب رسيده كه به حساب جمل اسلام آورد و به دستش شصت و شش عدد شمرد كه معنايش إله احد