28 - محمد بن اسود گويد على بن حسين بن موسى بن بابويه ره بعد از مرگ محمد بن عثمان عمرى از من خواهش كرد كه از ابو القاسم روحى بخواهم كه از مولاى ما صاحب الزمان ( ع ) بخواهد در باره او دعا كند كه خدا پسرى به او عطا كند ، گويد از او خواهش كردم و آن را به امام رسانيد و پس از سه روز خبر داد كه براى على بن الحسين دعا كرد و به زودى خداى عز و جل به او پسر با بركتى بدهد كه سودمند باشد و بعد از او هم اولادى باشد
29 - ابو جعفر محمد بن على اسود گويد من براى خود درخواست كردم كه دعا كند خدا پسرى به من روزى كند جوابى به من نداد و گفت راهى ندارد گويد در آن سال براى على بن الحسين پسرش محمد بن على متولد شد و بعد از او هم اولاد ديگرى و براى من پسرى نيامد مصنف اين كتاب گويد بسيارى از اوقات ميشد كه محمد بن على اسود ( رضي الله عنه ) مرا ميديد كه به مجلس درس استاد خود محمد بن احمد بن حسن بن وليد ميرفتم و در كتب علم و حفظ آنها اشتياق داشتم و به من ميگفت اين رغبت در علم و تحصيل از تو عجب نيست زيرا تو بدعاى امام عليه السلام به دنيا آمدى
30 - احمد بن ابراهيم بن مخلد گويد من در بغداد بحضور مشايخ رسيدم و شيخ ابو الحسن على بن محمد سمرى قدس الله روحه بدون سابقه به من گفت خدا على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى را بيامرزد ، كويد مشايخ آن روز را تاريخ برداشتند و خبر رسيد كه در همان روز مرده است و بعد از آن
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٨٠