على بن محمد صيمرى نوشته بود و كفنى خواسته بود و جواب رسيده بود كه در سال هشتاد يا هشتاد يك بدان محتاج است و در آن وقتى كه معين كرده بود وفات كرد و چند ماه پيش از مرگش كفن براى او فرستاده شده بود
24 - احمد بن ابراهيم گويد من شرفياب حضور حكيمه دختر محمد بن على ( امام نهم ) خواهر ابو الحسن عسكرى ( امام دهم ) گرديدم سال دويست و شصت و دو بود و در مدينه بودم و از پشت پرده با او سخن گفتم و از دين وى پرسيدم كسى كه بايد امام بداند براى من نام برد و به من گفت فلان پسر حسن عسكرى عليه السلام است نام او را گفت ، گفتم قربانت او را معاينه كردى يا خبر او را شنيدى گفت خبر او را از امام يازدهم شنيدم و براى مادرش نوشته بود ، گفتم آن مولود كجا است ؟ گفت پنهانست گفتم شيعه بكه مراجعه كنند ؟ گفت بجده او مادر امام يازدهم ، گفتم وصيت خود را بزنى واگذاشته ؟
گفت پيروى از حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) كرده است زيرا حسين بن على بحسب ظاهر وصاياى خود را بخواهرش زينب دختر على بن ابى طالب ( ع ) سپرد براى پنهان كردن امامت پسرش على بن الحسين سپس فرمود شما مردمى هستيد مطلع از اخبار آيا در روايات بشما نرسيده است كه نهمين فرزند حسين ع زنده است و ميراثش تقسيم مىشود
25 - ابو جعفر محمد بن على اسود گفت من اموالى كه وقف امام بود به ابو جعفر محمد بن عثمان
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٧٨