كس به خود رجوع كند دهها مورد از خطرهاى بزرگ را به ياد مىآورد كه نزديك بوده براى او پيش آيد ، امّا دستى غيبى او را نجات داده و خطر را از او دفع كرده است .
پزشكىِ نُوين مىگويد : دليل آشكار مرض سرطان ، وجود سلولى فاسد در هر منطقه از مناطق بدن است ، اين سلول به توليد مثل مىپردازد و همهء سلولهاى مجاور خود را نيز فاسد مىكند ، آنگاه اين قطعه گسترده مىشود و بخش بزرگى از بدن را فرا مىگيرد آنگونه كه علاج آن براى پزشكى محال مىگردد ، اين سلول فاسد در همهء بدنها از زمان تولّد وجود دارد ، امّا بدلايلى مجهول ، بدون فعّاليّت است و گاهى در بعضى از بدنها باز به دلايلى مجهول ، به فعّاليّت و جنبش در مىآيد و به بيشترين مقدار ممكن ، سلولهاى مجاور خود را يكى پس از ديگرى فاسد مىكند .
بنابراين همهء ما به اين بيمارى بزرگ تهديد مىشويم و هر لحظه امكان دارد لحظهء نهايى و مرگ به سرطان باشد ، امّا خداى سبحان همه اين تهديدها و خطرها را ازما دور مىكند ، امّا آيا ما او را سپاس مىگزاريم ؟ هرگز . .
« چه موهبتهاى گوارايى كه مرا عطا كرد و بيمهاى عظيمى كه كفايت نمود و شادمانيهاى شگفتانگيز و نغز كه به من نشان داد » ، همهء زيباييها و شادابيهايى كه در زندگى هست خدا به ما داده و اين دليلى ديگر است بر ناتوانى و نياز ما به رحمت و فضل خدا ، امّا چگونه ؟
وقتى در بيابان گرفتار تاريكى و سرما و وحشت هستى و سپس صبح را مىبينى كه با پرتو افشانى و درخشش خود به سوى تو مىآيد و توى دلت باز مىشود و درونت گشاده مىگردد و آرزوهايت زنده مىشود ، اين همان شادى نغز و شادابى و زيبايى است و گاهى عصر هنگام در هوايى گرم و خفه كننده و آزار دهنده نشستهاى و ناگهان آسمان را مىبينى كه از ابر پر شد و بارانى خوب باريد و هوا خنك شد ، پس به نشاط مىآيى و شادمانى تو را در خود مىگيرد .
بنابراين در اينجا خدا انسان راغرق لحظههاى شادى و سرور مىكند تا بداند
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: كمال نژاد
ص١٤٤