سپاس خدا بايد در شكل خوددارى از معصيت نمايان شود : « همهء عيبها مرا مىپوشاند و من نافرمانيش مىكنم » ، پوشش خدا بر انسان ، بايد به مانعى تبديل شود در برابر معصيت و نبايد اين پوشش عاملى شود كه انسان در پناه آن در گناه فرو رود . اگر انسان ايمانى راسخ ندارد كه او را از گناه بازدارد ، ناچار بايد از خدا كه ننگها و عيبهاى او را از خلايق مىپوشاند ، شرم داشته باشد .
« نعمتى عظيم به من مىدهد و جزاى آن نمىگزارم . »
خداى تعالى در زندگى به ما بركت مىدهد ، بلكه هر جزئى از زندگى ما نعمتى عظيم است از خدا ، همسر و فرزندان نعمتهاى خدا هستند ، عزّت و آزادى و قدرت نيز ، امّا ما به ازاى همهء نعمتهاى عظيم خدا ، در جهت خدا كارى نمىكنيم بلكه زندگى را در غفلت از اين همه نعمت ادامه مىدهيم : « نعمتى عظيم به من مىدهد و جزاى آن نمىگزارم . . . چه موهبتهاى گوارايى كه مرا عطا كرد و بيماى عظيمى كه كفايت نمود . »
مواهب خدا غالباً چنان است كه انسان آنها را مىشناسد و لمس مىكند و گاهى نيز بر آنها شكرى مىگزارد ، امّا لطف خفى خدا آن است كه گرفتاريها و خطرهاى بزرگ را از انسان دفع مىكند ، چه انسان هر لحظه در معرض صدها خطر و گرفتارى است : بيمارى ، فقر ، شكست و مرگ : خداى متعال كسى است كه همهء اينها را از انسان دفع مىفرمايد .
( لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ . . . ) .
( سورهء رعد ، آيهء 11 )
« براى هر چيز پاسبانها از پيش رو و پشت سر بر گماشته كه به امر خدا او را نگهبانى كنند . »
هر انسانى تعدادى فرشته دارد كه خدا بر او وكيل فرموده ، اين فرشتگان به مثابهء نگهبانانى هستند كه او را از معرض به خطر افتادن نگهدارى مىكنند و اگر هر
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: كمال نژاد
ص١٤٣