و احساساتى كه در درونمان مىجوشاند ودرسهايى كه به ما مىدهد ، مىآموزيم .
در حالت تأمل در كلمهاى از كلمات دعا ، نبايد به فهم اكتفا كنيم ، بلكه به آن راهى برسيم كه دعا براى درمان نقطه ضعفها و نقصهاى ما در پيش مىگيرد ، و وقتى به آن رسيديم آنگاه مىتوانيم از آن استفاده كنيم ولو در شكلى غير از شكل دعا .
مثلًا بايد پرسيد : كوشش اين بخش دعا از جهت چيست ؟ پاسخ اين است كه : اين بخش از دعا ضعفى را كه در نفس انسان است جبران مىكند ، آن ضعف ، ضعف و ترس انسان است در برابر طبيعت ، در برابر اجتماع و در برابر قدرتهاى اجتماعى ؛ اين ضعف ناچار بايد جبران شود تا انسان تكامل يابد ، زيرا انسان بيمناكى كه از طبيعت و اجتماع وسلطهء فاسد حاكم مىترسد ، انسانى متكامل و مستقلّ نيست ، و شايد بتوان گفت انسانى مؤمن نيست ، زيرا مؤمن ترسو نيست ، مؤمنى كه دين خود را از سر ترس از مردم و اجتماع و طبيعت رهامى كند ، ايمانش به چه كارش مىآيد ؟ ايمان سلاح انسان در برابر طبيعت است ، دژى است كه نگهبان استقلال انسان مؤمن است ، پس هنگامى كه رخنهاى در اين دژ پديد آيد ديگر به چه كار انسان مىآيد ؟ چه سودى هست در ايمانى كه از استقلال تو پاسدارى نكند ؟ اين ايمان دوايى را مىماند كه هنگام بيمارى سودى نمىرساند و فقط نفعش از آنِ زمانى است كه انسان از سلامت كامل بهرهمند است . . پس فايدهء اين دارو چيست ؟
ايمان دژ و سلاح انسان مؤمن است و انسان و سلاح خود را در برابر دشمن و هر آنچه مايهء بيم اوست به كار مىگيرد ؛ انسان به سرشت و فطرت خود از طبيعت ، تاريكى ، جانوران و پديدهاى طبيعى همچون رعد و برق و باد مىهراسد و از اينجاست كه در طول تاريخ ، پرستش پديدههاى طبيعى از سوى انسان پديد آمده است ، زيرا انسان از اين پديدهها مىترسيده و به پرستش آنها روى آورده و از اينرو هر جامعهاى پديدهاى را كه با آن مىزيسته و از آن مىترسيده ، پرستيده است ، عدّهاى رعد و برق و ابر را ، وعدهاى ديگر كه در ساحل درياها يا رودها
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: كمال نژاد
ص١٤٧