نخواند و از او بخاطر گناهانش آمرزش نطلبد ، انسان وقتى به خدا جفا مىكند و رابطهاش را با او مىگسلد به كجا پناه ببرد ؟ و آيا كسى جز خدا هست كه حاجات خود را از او بخواهيم و در آرامش و سختى به او پناه ببريم ؟
ما با لطف و رحمت او زندهايم و بر روى زمين و زير آسمان او زندگى مىكنيم و همهء حركات و سكنات ما در دست اوست ، بنابر اين چگونه است كه به او جفا مىكنيم و پيوند خود را از او مىگسليم ؟
روايت شده كه مردى نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت : من مردى معصيتكارم و بر گناه صبر ندارم پس مرا موعظهاى كن . امام فرمود : « پنج كار كن آنگاه هر گناهى كه خواستى بكن :
اوّل - روزى خدا را مخور ،
دوم - از ولايت خدا بيرون رو ،
سوم - جايى را بجوى كه خدا تو را نبيند ،
چهارم - آنگاه كه فرشتهء مرگ آمد تا روح تو را بازگيرد او را از خود دفع كن ،
پنجم - هرگاه كه تو را در آتش بردند داخل آن مشو . »
( بحار الانوار ج 78
، ص 126 )
« پس ببخشاى بندهء نادانت را و بر او احسان كن . »
و بدينگونه انسان در حالى كه طالب رحمت اوست و معترف به نادانى و نياز مبرم خود به فضل و احسان خدا ، به خدا تضرّع مىكند و با اين زارى و تضرّع بخش اول دعاى افتتاح به پايان مىآيد . و همانطور كه قبلًا گفتيم دعاهاى به جامانده از معصومين معمولًا با حمد و تنزيه و تسبيح خدا شروع مىشوند ، سپس نوبت به تضرّع و زارى در پيشگاه خدا و طلب حاجات از او مىرسد ، از اينرو بخش اوّل دعاى افتتاح با حمد و ثنا و تسبيح شروع شد سپس به طلب و تضرّع كشيد و همينطور قسمت دوم نيز با گذرى تازه بر حمد و تسبيح و تنزيه آغاز مىگردد و بعد
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: كمال نژاد
ص١٢٧