تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
آنگاه كه بر ديارى گناه آلود مىوزند و جملهء ساكنان آن را نابود مىكنند ، در حالى كه ديارى نزديك به آن از تأثيرات بادها به دور مىماند . بادها عقل ندارند ، پس كيست جزخدا كه آنها را براى مصلحتى معيّن جهت و جنبش مىدهد ؟ « شكافندهء صبحها » خدا كسى است كه صبح را مىشكافد و باعث مىشود كه از دل تاريكى و سياهى گشوده شود تا زندگى دَم برآورد و چرخ زندگى با نشاط و جدّيّت بگردد ، « حكم فرماى روز جزا و خداوند جهان و جانيان » خداست آنكه پاداش مردم را مىدهد و به حساب آنان در هر كار كوچك و بزرگ مىرسد ، زيرا خداوند جهان و جهانيان است . ستايش خداى را بر حلمش بعد از عملش و ستايش خداى را بر عفوش بعد از قدرتش و ستايش خداى را بر بردبارى فراوانش هنگام غضب و حال آنكه بر هر آنچه خواهد تواناست . . در اين بخش از دعا ، مظاهر ديگرى از جدايى ميان انسان و خدا ديده مىشود ، خدا در برابر انسان گناهكار عصيانگر با آنكه از گناه و عصيان او با خبر است ، بردبارى مىكند ؛ انسان غيبت كسى را مىكند كه اين غيبت را نمىشنود ، امّا خدا مىبيند و مىشنود و هيچ گناهى نيست كه انسان مرتكب شود و او مراقب آن نباشد و آن را نبيند ، در حديث آمده است كه خدا ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم پيامبر عليه السلام نشان داد و پرده از برابر چشمانش برداشت و او همهء گناهانى را كه در حال انجام شدن بود مىديد ، ديد كه مردى در جايى زنا مىكند ، مردى ديگر از خانه‌اى دزدى مىكند و ديگرى به حق دوستش تجاوز مىكند و او را مىكشد و هم‌چنين مجموعه‌اى بزرگ‌از گناهان و عصيانها ، پيامبر همهء اينها را مىديد و لبريز از شگفتى و تعجّب مىشد در حالى كه او خود پيامبرى معصوم بود و از خداى متعال خشيت داشت و خدا را بدرستى مىشناخت . از پيامبر روايت شده است كه فرمود :