مُجْرِي الفُلْكِ ، مُسَخِّرِ الرِّياحِ ، فالِقِ الإِصْباحِ ، دَيَّانِ الدِّينِ ، رَبِّ العالَمِينَ . الحَمْدُ للَّهِ عَلَى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ ، وَالحَمْدُ للَّهِ عَلَى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ ، وَالحَمْدُ للَّهِ عَلَى طُولِ أَناتِهِ فِي غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلَى ما يُرِيدُ .
« . . پس صبورتر از تو بر من ، مولايى كريم بر بندهاى پست نديدم ، تو مرا مىخوانى پس از تو روى مىگردانم ، مرا دوست مىدارى و دشمنى مىورزم ، مهر مىورزى از تو نمىپذيرم ، گويى برتو قدرتى دارم و اين تو را از رحمت و احسان و تفضّل جود و كرمت بر من بازنداشته است ، پس بندهء نادانت را ببخشاى و بر او احسان كن كه تو جواد و كريمى . ستايش خداى را مالك ملك است و روان كنندهء كشتيها ، تسخير كنندهء بادهاست و شكافندهء صبح ، حكم فرماى روز جزاست و خداوند جهان و جهانيان ، ستايش خداى را بر حلمش بعد از علمش و ستايش خداى را بر عفوش بعد از قدرتش و ستايش خداى را بر بردبارى فراوانش هنگام غضب ، حال آنكه بر هر آنچه خواهد تواناست . . . »
پس صبورتر از تو بر من مولايى كريم ،
بر بندهاى پست نديدم ،
تو مرا مىخوانى پس از تو روى مىگردانم ،
مرا دوست مىدارى و دشمنى مىورزم ،
مهر مىورزى از تو نمىپذيرم .
رابطهاى كه ميان انسان و خدا وجود دارد ، رابطهاى شگفتانگيز است .
وقتى انسان محتاج و فقير است و حتماً بايد در جهت خدا تلاش كند و به سوى خدا برود و در جستجوى وسايلى باشد كه او را به خدا نزديك گرداند ، در اكثر اوقات ديده مىشود كه عكس آن رخ مىدهد يعنى خدا انسان را مىخواند و به او دوستى مىورزد ، در حالى كه انسان استجابت را رها مىكند و به سبب فشار هوسها و شهوات و لذّتهاى زندگى از خدا دور مىشود ؛ اين بخش از دعاى افتتاح ؛ بر اين
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: كمال نژاد
ص١٢٤