از آن به طلب مىرسد . در اين بخش ، طلب با درود بر پيامبر و خاندان او آغاز مىشود و در پايان دعا ، مجموعهاى از خواستههاى استراتژيك مهم كه مربوط است به سرنوشت انسان در زندگى ، وضعيّت سياسى او ، و قضايايى كه در رويا رويى با دشمنان امّت اسلامى پيش مىآيد ، ديده مىشود .
« ستايش خدايى را كه مالك ملك است و روان كنندهء كشتيها ، تسخير كنندهء بادهاست و شكافندهء صبحها ، حكم فرماى روز جزاست و خداوند جهان و جهانيان . »
چهبسا در اينجا ميان خداشناسى و ايمان تفاوتى باشد ، زيرا حالت شناخت بر ايمان تقدّم دارد ، چه اين معرفت ديدار نزديك قلبى است و حالت شناخت و عرفان حالت پيوند غيبى ميان دل انسان و خداست ، اين حالت چگونه پديد مىآيد ؟ از وسايل رسيدن به عرفان ، ايمان تفصيلى يا تفصيلات ايمان است ، ما بطور مجمل و كلّى معتقديم كه اين جهان گسترده را خدا آفريده و تدبير امور آن بدست اوست ، اين ايمان است ؛ امّا وقتى انسان خواست كه به شناخت خدا و به اتّصال قلبى با او و به درجهء يقين برسد ، بايد اينايمان مجمل را مفصّل كند و متوجّه هر جزئى از مخلوقات خدا در جهان بشود و در آفرينش ، خلقت و صنع او تدبّر كند ، در اينكه خدا اين جهان ، اين درخت ، اين باغ ، اين خورشيد ، اين ماه ، اين ستاره ، اين كره و . . . را آفريده ، بينديشد تا نور يقين در قلب او انگيخته شود و سراپا خداشناس شود و برسد به آنچه كه امام على عليه السلام به آن رسيد ، آنچنانكه از او روايت شده است :
« هيچ چيز را نديدم مگر آنكه خدا را در پس و پيش و همراه آن ديدم . »
پس در هر چيزى كه انسان مىبيند اسمى از اسماى خدا متجلّى است ، انسان وقتى درخت را مىبيند فقط به ميوه و قيمت آن نمىانديشد ، بلكه در آفرينش ماهرانه ، ظريف و در زيبايى آن و نظام زندگى نيز مىانديشد و از راه نگرش
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: كمال نژاد
ص١٢٨