نمودى و از اجابتت شناساندى » بارها انسان از زندگى نااميد مىشود و از حلّ مشكلاتش عاجز مىگردد ، امّا فقط با پناه بردن به خدا و طلب از او ، درهاى رحمت بر او باز مىشود و خدا قدرت خود را به او نشان مىدهد تا ايمان او افزوده گردد و اجابت خود را به اومى شناساند تا بعد از اين از چيزى مأيوس نشود و در حلّ مشكلات بر خدا تكيه و اعتماد كند .
« پس با اطمينان و ايمان تو را خواندم و خوگيرانه از تو درخواست كردم ، نه آنكه بترسم و بيمناك باشم ، بلكه در آنچه مىخواستم نياز آوردم آنچنان كه اگر دير به من رسيد از سرنادانى با تو عتاب كردم و شايد اين دير رسيدن خير من بود زيرا كه تو فرجام كارها را مىدانى . »
وقتى انسان در هر موردى از موارد زندگى در حقّ دوستش يا كسى كه از او بزرگتر است خطايى مىكند و مىكوشد كه عذر بخواهد ، حالتى از اضطراب برايش پيش مىآيد كه آيا طرف مقابل عذرش را مىپذيرد يا ردّش مىكند ؟ امّا ما در مورد خدا ، عليرغم همهء گناهان ، خطاها و معصيتهايمان ، چنين اضطرابى نداريم ، بلكه با دلى آرام و مطمئنّ او را مىخوانيم و با احساس امنيّت از او مغفرت مىخواهيم :
« پس با اطمينان و ايمان تو را خواندم و خوگيرانه از تو درخواست كردم » ، به علاوهء اطمينان و امنيّت درونى ، من « خوگرفته » نيز هستم ، زيرا مىدانم كه رو به سوى آبشخور رحمت خدا و سرچشمهء عفو و مغفرت او دارم و به زودى با انس و راحت تمام از آن سيراب خواهم شد « نه آنكه بترسم و بيمناك باشم » پيوسته خداوند رحيم را - كه دوستدار بندگان است - مىخوانم پس دليلى براى ترس نيست ، ولى انسان گناهكار مقصّر از اين نيز فراتر مىرود : « در آنچه مىخواستم نازآوردم » او براى خدا ناز مىكند ، امّا چگونه ؟
« اگر دير به من رسيد از سرنادانى با تو عتاب كردم » ، گاهى خدا به سببى ، استجابت دعاهاى انسان گناهكار عاصى را به تأخير مىاندازد و انسان از نادانى
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 122
مساهمون: كمال نژاد
ص١٢٢