من دارى و از قدرتت نمودى و از اجابتت به من شناساندى . . .
مهمترين نياز انسان اين است كه پردهها و موانعى را كه ميان او و خداست از ميان بردارد ، مهمترين مانع ، گناهان اوست ، خدا از آفريدگانش پوشيده نيست و فقط گناهان آنان باعث اين پوشيدگى مىشود ، بنابر اين نخستين خواسته اين است كه گناهان ما را عفو كند و از خطاهاى ما بگذرد و ستم ما را ببخشايد و كارهاى زشت ما را بپوشاند و در برابر جرمهاى بسيارى كه مىكنيم بردبارى نشان دهد و خدا همهء اينها را استجابت مىكند و ما را غريق رحمت واسع و لطف همه گير خود مىفرمايد و اين رحمت باعث آن مىشود كه از خدا بيشتر و بيشتر درخواست كنيم و دستهاى خود را به سوى او بلند كنيم . ما گناهان بسيارى مرتكب شدهايم امّا خدا ما را مؤاخذه نكرده و با آنكه گناهان را همواره تكرار كردهايم ما را عذاب نداده است ، بلكه عكس آن صحيح است زيرا پيوسته رحمتش از هر سو شامل حال ما مىشود و بر نعمت ما مىافزايد و مغفرت خود را بر ما آشكار مىكند و هرگاه گناه و خطايى كنيم ما را به توبه و بازگشت به سوى خود مىخواند .
اين رحمت خدا ما را شجاع مىكند كه به درگاه او رويم و از او درخواست كنيم و با آنكه ما روسياه گناهيم او كريم است و مىگذارد كه از او درخواست كنيم .
خدا بندگان را آفريد تا بر آنان رحم كند نه آنكه عذابشان دهد : « منزّه است آنكه بر اهل مملكت خويش ستم نمىكند ، منزّه است كسى كه زمينيان را با عذابهاى گوناگون مؤاخذه نمىكند » ، « خدايا گذشت از گناه و خطاى من و بخشايشت بر ستمم و پوششت بر كار زشتم و بردباريت بر گناه بزرگم ، آنگاه كه به سهو يا عمد مرتكب شدم ، مرا به طمع انداخت . . . » اين نعمتهاى پى درپى مرا به طمع مىاندازد : « كه آنچه را مستوجب نيستم از تو درخواست كنم » همهء آنچه كه باعث شد منِ فقيرى كه مستوجب و سزاوار رحمت تو نيستم ، در خانهء تو را بكوبم و از تو رحمت واسعت را بخواهم ، « تويى كه از رحمتت به من دادى و از قدرتت
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: كمال نژاد
ص١٢١