و غرور خشم مىگيرد و عتاب مىكند ، « و شايد اين دير رسيدن ، خير من بود » امّا ما نمىدانيم كه مصلحت كامل ما در چيست و حكمتى كه در پس استجابت نيافتن بعضى دعاهاست چيست ، كسى از ما از خدا مىخواهد كه مال فراوانى را به او روزى كند يا به او چيرگى و حكومت اعطا فرمايد ، بدون آنكه بداند اين مال فراوان و چيرگى و سلطه او را به فساد مىكشد و باعث آن مىشود كه خود را فراموش كند و بر ديگران طاغى شود و از اينرو مستحقّ عذاب شديد خدا گردد ، بنابراين تأخير استجابت از جهت مصالح ماست كه نمىتوانيم آنها را بشناسيم :
( وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّموَاتُ وَالْأَرْضُ . . . ) .
( سورهء مؤمنون ، آيهء 71 )
« اگر حقّ پيرو هوسهاى آنان مىگرديد هر آينه آسمانها و زمين تباه مىگشت . »
زندگى بازيچه نيست ، زندگى بر اساس مجموعهاى از حكمتها و مصلحتهايى كه فقط خدا به آنها عالم است بنا شده « زيرا تو عاقبت كارها را مىدانى . . . » ، پس فقط خداست كه از سرنوشت و عقابت مردم با خبر است و بر اين اساس استجابت را به تأخير مىاندازد و حتّى بعضى از دعاها را كه به صلاح انسان نباشد هرگز مستجاب نمىكند .
4 - رابطهء انسان با خدا
فَلَمْ أَرَ مَوْلىً كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ ، يا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ ، وَتَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ ، وَتَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلَا أَقْبَلُ مِنْكَ كَأَنَّ لِي التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِي وَالإِحْسانِ إِلَيَّ ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَارْحَمْ عَبْدَكَ الجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ إِحْسانِكَ إِنَّكَ جَوادٌ كَرِيمٌ . الحَمْدُ للَّهِ مالِكِ المُلْكِ ،