تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
زندگى كرده و خواهند كرد و نيز وقتى زمين باكهكشانى كه ما در آنيم مقايسه شود ، همانند ذرّه‌اى سرگردان در بيابانى وسيع است و كهكشان ما نيز به نسبت كهكشانهاى ديگرى كه مىشناسيم به نسبت رحمت خدا از آن ذرّهء سرگردان هم كوچكتر شموده مىشود ، بنابراين رحمت ، عافيت ، رزق ، رستگارى و مغفرتى كه از خداى بلند مرتبهء توانا مىطلبيم ، چيزى است اندك از درياى بى كران جود الهى ، امّا عليرغم ناچيزى و كوچكى خواسته‌هاى ما نسبت به رحمت واسع خدا ، نياز شديد به رحمت اوست : « با آنكه بدان بسيار نيازمندم » ، نياز ما به رحمت خدا عظيم است زيرا كسى جز او را نمىيابيم كه از او رحمتش را درخواست كنيم ، همچنانكه براى ما ممكن نيست كه عذاب ، دورى و غضب او را - اگر بر ما نبخشايد - تحمّل كنيم : « غنا و بى نيازى تو از آن قديم است » و هر آنچه انسان بدان نيازمند است خدا از آن بى نياز است . پس اى خداوند تو از من و عذابم بى نيازى ، پس چرا عذابم مىدهى ؟ مغفرت چيزى از تو نمىكاهد ، پس چرا مرا نمىبخشايى ؟ اين است زبان اصرار و الحاح در دعا و انسان عاجز ضعيف بايد همواره با پا فشارى و اصرار از خدا درخواست كند زيرا به عطاى او نيازمند است : « و آن در نزد من بسيار و بر تو ساده و آسان است » ، آنچه از خدا مىخواهيم پيش ما زياد به نظر مىآيد ، امّا براى او سهل و آسان است . آيا وقتى خدا با يك كلمه آسمانها و زمين را آفريد دچار سختى و خستگى شد ؟ هرگز . . خداوند متعال عزيزتر و برتر از آن است كه سختى و خستگى براى او پيش آيد . همينطور است دربارهء استجابت دعاهاى ما كه بر خدا از هر چيزى سهلتر و ساده‌تر است . خدايا گذشتت از گناه و خطاى من و بخايشت بر ستمم و پوششت بر كار زشتم و برد باريت بر گناه بزرگم ، آنگاه كه به سهو يا عمد مرتكب شدم ، مرا به طمع انداخت كه آنچه را مستوجب نيستم از تو درخواست كنم ، تويى كه از رحمتت به