تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اگر دير به من رسيد از سرنادانى با تو عتاب كردم و شايد اين دير رسيدن خير من بود زيرا كه تو فرجام كارها را مىدانى . . . » ستايش خداى را كه امر و حمدش در آفرينش ، آشكار و شكوهش از كرم پيداست و از سر جود دست گسترانيده ، آنكه گنجينه‌هايش كاستى نگيرد و بخشش بسيار جز به جود و كرمش نيفزايد ، همانا اوست عزيز و بخشنده . چگونه است كه گنجينه‌هاى او با همهء عطايى كه مىكند كاستى نمىگيرد بلكه بر جود و كرمش مىافزايد ؟ زيرا عطاى خدا از گنجينه‌هايى است بى پايان و تهى نشدنى ، گنجينه‌هاى او بزرگ و بى پايان است ، زيرا اين گنجينه‌ها ، رحمت و نعمت او از يك كلمه پديد مىآيد : « باش ! » ، پس خواهد بود خداى تبارك و تعالى با يك كلمه ميليونها كُره و كهكشان را مىآفريند پس چگونه ممكن است گنجينه‌هاى كسى كه چنين قدرت گسترده‌اى دارد به پايان آيد ؟ مسئله بسيار بالاتر از اينهاست ، زيرا بسيار عطا كردن از جانب خدا نه فقط از خزاين او كم نمىكند ، بلكه جود و كرم الهى را نيز مىافزايد . خدا به‌انسان عقل مىدهد و انسان با عقل خود خداوندش را مىشناسد و او را مىخواند ، پس خدا از فضل خود به او مىدهد و به او ايمان عطا مىكند ، وقتى انسان توشهء عقل و ايمان بر گرفت در مىيابد كه رحمت خدا واسع و گسترده است و فضل او همه گير ، پس او را مىخواند و خدا او را به بهشت در مىآورد ، سپس او را مىخواند و خداوند او را به مرتبهء رضوان رفعت مىبخشد ، پس نعمتهاى خدا پى درپى است و هرگاه نعمتى دهد به دنبال آن نعمتى ديگر مىفرستد و اين چنين مىبينيم كه ازدياد عطا ، كرم وجود و عطاى خدا را مىافزايد ، از اينرو اگر خدا به ما يك نعمت بدهد جايز نيست كه نااميد شويم بلكه بايد چشم به راه نعمتهاى ديگرى كه به آن ملحق خواهد شد ، باشيم . عطاى بسيار خدا به اين معنى نيست كه خدا از اين كار بخيل شود . بلكه