تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
قادر به مستقل بودن نيست ؛ پس موجود محدود ، نيازمند كسى است كه حدودش را معلوم دارد و ناتوان ، محتاج كسى است كه او را توانايى دهد و ضعيف به موجود نيرومند نيازداد ، بنابراين خالق بايد نيرومند و با عزّت و توانا باشد . از اينرو هرگاه خدا را تسبيح گفتيم و او را تقديس و تنزيه كرديم ، به او نزديك گشته‌ايم . اكنون در اين بخش از دعا تأمّل كنيم : ستايش خداى را كه همسر و فرزندى نگرفته و شريكى در ملك ندارد و زبون نيست كه او را ياورى باشد و او را بزرگ دار . چرا نمىگويد : فرزندى و همسرى نگرفته ؟ زيرا انسان در آغاز براى خود زوجى مىجويد سپس فرزندانى برايش زاده مىشوند و خدا از اين امر منزّه است . « شريكى در ملك ندارد » ملكوت از آنِ خداست و در آن شريكى ندارد . « زبون نيست كه او را ياورى باشد » صالحان ، اولياء اللَّه هستند : اشهد انّ عليّاً ولىّ اللَّه ، امّا خدا به سبب خوارى و ذلّت نيست كه ياورى دارد ، يعنى به احدى محتاج نيست ، از همهء جهان و جهانيان بى نياز است ، بلكه آنها همگى به او نيازمندند . انسان وقتى بخواهد كارى كند ناچار بايد عده اى از ياران و دوستان او را يارى كنند ، اما خدا به كسى نياز ندارد ، فرمان او - اگر چيزى خواهد - اين است كه به آن بگويد : باش ! پس خواهد ، در آفرينش و تدبير امور آسمانها و زمين به كسى كه كمكش كند نياز ندارد « زبون نيست كه او را ياورى باشد و او را بزرگ دار » ، خدا بزرگتر از آن است كه انسان وصف مىكند و خردها گمان مىكنند . . كوشش در جهت توهّم خدا انسان را به بندگى مخلوقات مىكشاند . . اين همان چيزى است كه منجر شد « سامرى » و پيروانش ربوبيّت را به غلط در گوساله‌اى تصوّر كردند كه خود آن را پديد آورده بودند : ( فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هذَا إِلهُكُمْ وَإِلهُ مُوسَى فَنَسِىَ ) . ( سورهء طه ، آيه 88 )