كسى است كه فرمانش در خلق فاش است .
آيا كسى كه براى نخستين بار جهان را آفريد و به آن هستى داد نمىتواند در يك لحظه نابودش كند و نعمت وجود و هست بودن را از او بازستاند ؟ از مهمترين و مترقّيانهترين و متمدّنانهترين و آزادمنشانهترين عقايد ما ، عقيدهء بداء است ، به اعتقاد ما خدا مىتواند قدر را دگرگون كند ، بلا نازل كند و سپس در اثر دعاى مردم آن را بر طرف سازد ، اين بداء است و اين چنين نيست كه هر آنچه در لوح محفوظ نگاشته شده باشد حتماً و بدون تغيير حادث گردد ، هرگز . . . بلكه امكان دگرگونى هست از اينرو در دعاهاى رمضان مىخوانيم « خدايا اگر از اشقياء بودم نام مرا از زمرهء آنان پاك كن و در ميان سعادتمندان بنويس » ، پس اگر نام كسى در لوح محفوظ در زمرهء اهل شقاوت باشد و او خدا را بخواند و كارهاى صالح انجام دهد و به خداى بزرگ و بخشنده التماس كند ، خدا دعايش را مستجاب مىكند و آن قرار و سرنوشت را تغيير مىدهد : « ستايش خداى را كه فرمان و ستايشش در آفرينش ، فاش است » ، فرمان خدا در ميان آفرينش گسترده شده است و او مىتواند همهء امور و شئون را طبق مشيّت حكيمانهء خود تغيير دهد و همينطور است در مورد حمد خدا ، يعنى فرمان او نيز ستوده است .
« شكوهش از كرم پديدار است » ، شكوه و عظمت خدا با كرم او ظاهر مىشود ، پس خدا بزرگى و شكوه خود را براى ستم بر مخلوقات و زبون كردن ضعيفان و عاجزان به كار نمىگيرد ، آنگونه كه برخى از آفريدگان وقتى به قدرت و عظمت ظاهرى مىرسند ، مىكنند .
خدا در آنِ واحد صاحب مجد و كرم است ، « دستش را به جود گشاده است » ، امّا جود خدا و دست او بر همهء خلايق باز و گسترده است و اگر جود و نعمت خدا كه با دست خود در ميان مردم مىگستراند نبود ، هستى نابود مىشد و همه چيز به خاكستر بدل مىگشت .
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: كمال نژاد
ص١١٥